من واقعا دست ندارم از همسرم جدا بشم ولی اون انگار مصممه و تا اوتجا که معلومه هنوز هیچ اقدامی نکرده شاید به خاطر مهریه(البته من گفتم اصلا مهریه نمی خوام)
گفتم که اون موقع که حرف طلاق پیش اومد و همسرم حاضر نشد بیاد خودش با خانوادم حرف بزنه,من و پدر و مادرم سرزده رفتیم اونجا واسه آشتی کردن ولی همسرم بدون اوردن دلیل درست با صدای بلند صحبت کرد و فقط بهانه می اورد مثلا اینکه سر مکان عروسی که کدوم شهر باشه چند بار دعوامون شده و می گفت تفاهم نداریم!!!از نظر بقیه حرفاش فقط بهونه گیری بود و کاملا غیر منطقی.تو اون جلسه حرمت بین خانواده من و همسرم از بین رفت.
من واقعا نمیخوام از همسرم جدا بشم اونم بعد 7 سال.نمی دونم راهی هست که بشه صحبت کرد؟همسرم یه دایی داره که خیلی ازش حساب میبره حتی بیشتر از پدر خودش و واسش احترام زیادی قایله.به نظرتون لازمه تو این وضعیت یه جلسه خانوادگی دیگه با حضور دایی همسرم برگزار بشه؟فایده ای داره؟یا یه مدت صبر کنم اگه همسرم درخواست نداد خودم برم اقدام کنم؟چیکار کنم بهتره؟