دلتون براش میسوزه؟این حرفو دوبار تکرار کردین
یکبارم گفتین دلم میسوزه براش چون خانمه
لطفا دلتون برای کسی نسوزه چون ما در جایگاهی نیستیم که به کسی ترحم کنیم
بنظر من شما ایشونو دوست دارین و ایشونم همینطور و این زندگی بخاطر ندونم کاری و رفتارهای بچه گانه خانمتون به طلاق ختم شد.هیچکدومتون ته دلتون به طلاق فکر راضی نبودین و لجبازی خانمتون شمارو به این سمت سوق داد و ایشون جدی نمیگرفتن این موضوع رو.حالاهم بنظرم هردوی شما روی رفع ایرادات خودتون کار کنید و مهارت های زندگی رو یاد بگیرید و بعد با یک مشاور صحبت کنید و به یه نتیجه برسید.و اینکه مقصر تنها همسرتون نیستن.رفتارهای شما هم باعث تشدید اشتباهات همسرتون شده بود و شما دیر متوجه شدین که اقتدار مردانه رو ندارین و کار به جایی رسید که خیلی چیزها خراب شده بود و دیگه دیر شده بود.
اما ماهی رو هروقت از اب گرفت تازه ست
شاید ایشون واقعا پشیمون شده باشن از رفتارشون و نظر من اینه شما ایشونو به چشم حقارت یا کسی نیاز به دلسوزی و ترحم شما داره نگاه نکنید خدارو خوش نمیاد و شکستن دل کسی درست نیست
اگر واقعا تمایل ندارین به هیچ عنوان با ایشون ازدواج مجدد داشته باشین بهشون رک بگین و تمام راه های ارتباطی تون رو قطع کنید ولی اگر ته دلتون تمایل به زندگی مشترک دارین همه جوانب رو در نظر بگیرین خیلی محترمانه بهم زمان بدین تا اشتباهاتتون رو بشناسین و رفع کنید و ببینید اشکال زندگیتون چی بود که به اینجا ختم شد و بعد از مدتی با مشاور مشورت کنید و همه جوانب رو در نظر بگیرید و بسنجید و بیگدار به اب نزنید.عجله ای هم وجود نداره میتونید بعد از تمام این مراحل یه مدت مثل دوران نامزدی باهم در ارتباط باشین و یا حتی صیغه موقت انجام بدین البته با اطلاع خانواده ها.اگر بعد از گذشتن این دوران به اصطلاح نامزدی متوجه شدین که همه چیز تغییر کرده و کنار هم شاد و موفقین و مکمل هم ازدواج رسمی رو انجام بدین وگرنه چیزی رو از دست ندادین و این رابطه رو برای همیشه تمام کنید
در ضمن شما هنوز هم دارین منفعل رفتار میکنین.این خیلی خوبه که با افرارد مشاوره داشتیه باشین ولی نه اینکه هرچی دیگران میگن رو شما دیکته و اجرا کنین.با خودتون صادق باشین و کاری رو که دلتون و عقلتون میگه انجام بدین نه اینکه هرچی اعضا تالار میگن رو به همسر سابقتون منتقل کنین.اینجا اگر بگن با ایشون ازدواج نکن شما قبول میکنین و اگر مخالفش رو هم بگن شما باز قبول میکنین و منفعل هستین.پس خودتون چی میشید؟باید سعی کنید یاد بگیرید خودتون برای زندگیتون تصمیم بگیرید و کاری رو که به نظر خودتون درسته با اقتدار انجام بدین.این حتی درمورد زندگی مشترکتون هم صدق میکنه.منفعل نباشین نه در برابر شریک زندگیتون نه دوستان نه تصمیم های مهم مثل همین موضوع.شما با اون خانم زندگی کردین و بیشتر از همه ما با ذات اون خانم اشنا هستین و ممکنه هر کدوم از ما با خوندن تایپ های شما یجور برداشت از خودتون و همسرتون داشته باشین و شاید در قضاوت هامون زیاده روی کنیم.اما شما اینطور نیستین چون از نزدیک همه چیز رو درک کردین.پس با توجه به راهنمایی های دوستان در اخر کاری رو که خودتون فکر میکنین درسته انجام بدین.شما ایراد ها و خوبیهای خودتون و همسرتون رو دقیقا میدونین و اطلاع دارین که در شکست خوردن زندگی مشترک سابقتون هر کدوم چقدر سهم داشتین پس شما بهتر از هرکسی میتونید تصمیم بگیرید.
ببخشید که عرایضم طولانی شد.موفق باشید








علاقه مندی ها (Bookmarks)