به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 25

Threaded View

  1. #21
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 17 شهریور 00 [ 16:19]
    تاریخ عضویت
    1394-6-10
    نوشته ها
    262
    امتیاز
    9,650
    سطح
    65
    Points: 9,650, Level: 65
    Level completed: 43%, Points required for next Level: 400
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    431

    تشکرشده 376 در 164 پست

    Rep Power
    55
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط شیدا. نمایش پست ها
    اگر درست متوجه شده باشم شما هنوز عقد هستین و از نظر فامیل و آشنا سر زندگیتون نرفتین
    پس
    اگر مدتی از همسرت جدا باشی مشکلی پیش نمی آد و حمل بر قهر از خونه ی شوهر نمی شه

    به نظرم یه کم از هم فاصله بگیرید. با ایشون صحبت کن بگو می خوای یه کم استراحت روحی روانی به هر دوتون بدی
    یه ماه شما با مادرت زندگی کن
    تو این یک ماه هفته ای یک یا دو بار با همسرت برید بیرون قدم بزنید چیزی بخورید و برگردید پیش والدینتون
    مثل دوران دوستی یا نامزدی

    زیاد به پر و پای هم نپیچید
    بحث و گفتگوی طولانی نکنید
    بیشتر در حد یک هواخوری و گذروندن اوقات خوش با هم باشه
    بعد از یک ماه که خوب فکرهاتون را کردید و اشکالهای احتمالی را در رابطه تون پیدا کردید با هم بشینید صحبت کنید.
    شاید این فضا باعث بشه همسرت هم یه نفسی بکشه. به نظرم بیشتر تحت فشار هست ... نذار یه مشکلاتی اضافه بشه یا یه حرفهایی زده بشه که بعدها روی رابطه تون تاثیر بذاره.

    اگر قبول می کنه می تونید با هم برید مشاوره.

    حرفی که من توی پست قبلی بهتون گفتم، همسرتون هم گفته
    در کنار شما احساس ضعف می کنه. باید روی این قسمت کار کنی.
    عملا باید حس کنه مرد زندگی شماست ... با تعارف و تعریف نمی شه.



    این دو تا جمله که بولد کردم را با مثال و حالت خاطره و روزهای خوبت براش تعریف کن
    نه مثل دیکته و مشق اجباری ...
    یه جوری که باورش بشه شما واقعا از حمایتهاش و تلاشهاش لذت می بری و استفاده کردی و بهشون محتاجی.
    یادش بنداز کجاها بهت کمک کرده و خیلی برات مفید بوده.

    جاهایی که خودت کاری کردی براش فعلا نگو. از خودت و تلاشهات و ... حرفی نزن.
    همونطور که می گی از این که نتونسته همسر خوبی باشه و عروسی بگیره و سفر ببره و ... ناراحته.
    شما هم که راضی هستی از شرایط. پس بذار بدونه که راضی هستی و خوشحال.

    شیدای عزیزم بازم ممنونم بابت وقتی که گذاشتین
    شیدا جان مشکل ما اول این بود که بخاطر علاقه زیادی که بهم داشتیم تو این 2سال عقد شب و روز باهم بودیم و هرچند که اکثرا میگفتن خوب نیست ولی همسرم طاقت نمیاورد و دوست داشت همیشه باهم باشیم
    دومین مشکل اینه که از نظر مالی به هیچ وجه حمایت مالی نشدیم و به همسرم سخت گذشت
    و اما من:
    رفتارم رو دارم تغییر میدم
    دیگه به همسرم غر نمیزنم که چرا دیر اومدی کجا میری با کی میری...
    برای ثبت نام تو یه رشته ورزشی از من نظر خواستن و منم با روی باز استقبال کردم.قراره عروسی یکی از دوستانشون تنها برن و بازم من موافقت کردم.
    من یکسری اشتباه در رفتارام داشتم که خودم هم بهش پی بردم و دارم روی خودم کار میکنم
    من همه زندگیم رو منوط به همسرم کرده بودم و این اشتباهه و به همه پیشنهاد میکنم اشتباه منو تکرار نکنن
    بنظرم من باید به عنوان کسی که قراره سالها با همسرم زندگی کنه باید همیشه سعی بر حفظ تازگی خودم داشته باشم
    تصمیم گرفتم بهش غر نزنم,تصمیم گیری درمورد مسائلی که بدون نظر منم انجام میشه رو به همسرم بسپرم,با اینکه خانواده ش هنوزم رفتارهای بدی نسبت به من دارن ولی دیگه از خانواده ش حرف یا گله ای نمیکنم,برای خودم سرگرمی درست کردم و کتاب میخونم و نقاشی میکشم و با دوستام وقت میگذرونم و همچنان هواسم به همسرم هست اما دارم مثل یه معشوقه رفتار میکنم نه مثل یه دوست یا مادر.منظورم اینه که حد و حدود رابطمون رو باید از هر نظر رعایت کنم.و همه تلاشم اینه که باهم بحث نکنیم و حتی اگر حق با همسرم بود کوتاه میام.یاد گرفتم اگر مثلا همسرم راجع به خانواده م منصفانه صحبت نکردن من مجبور نیستم واکنش نشون بدم و بحث درست کنم و دلخور شم.سعی میکنم متوجه بشن که اولویت اول زندگیم ایشونن ولی من باید این فاصله رو رعایت کنم و همچنان وقار خودمو حفظ کنم.مراقب حرمتا باشم که هیچ چیز مثل بحث باعث شکستن حرمت و باز شدن روی آدما تو روی هم نیست
    اشکال کار من همین بود
    و مهم تر از همه اینکه تصمیم گرفتم به ظاهرم بیشتر از همیشه برسم هرچند که همیشه مرتب و آرایش کرده هستم اما همسر من خیلی بیشتر تنوع طلب هستن.منظورم پوشیدن لباسای رنگی و جدید و .... هست
    دوستم بهم پیشنهاد کرده که باهم بریم حرم امام رضا ولی میدونم که همسرم مخالفت میکنن اما واقعا خود منم به تنهایی نیاز دارم و میخوام یادم بیاد قبلا چطوری زندگی میکردم.من متاسفانه دیگه هیچ وقتی برای کسی جز همسرم نداشتم از بس باهم بودیم و ایشونم همینطور که این خیلی بده
    ازون روز به بعد همسرم سعی کردن اوضاع رو بهبود بدن
    دیشب باهم رفتیم و یخچالمون رو گرفتیم و منو برای شام رستوران بردن و برام یه جفت کفش هدیه گرفتن و از آرزوهاشو برنامه هاش برای آینده مون گفتن
    که دو سال دیگه خونه میخریم و دوتا حساب بلند مدت تو بانک برای بچه هامون باز کنیم(هرچند که با بچه دار شدن مخالفم اما بروز ندادم)
    در حال حاضر باید بیشتر روی خودم کار کنم
    و همون کارهایی رو که شما فرمودین رو انجام دادم البته به وقتش نه جوری که حس کنن دارم برای بهتر شدن حال همسرم به زبون میارم و دیشب هم بهم گفتن من دوستت دارم مثل همیشه
    ایشالا خدا کمکم کنه و من بتونم زندگی خوبمو حفظ کنم زندگی که واقعا خوبه فقط یکمی نیاز به درایت داره و تو مرحله حساسی قرار گرفته
    شیدای عزیزم متاسفانه ما از بس کنار هم بودیم که اگر یروز بدون هم به منزل پدرانمون بریم همه میپرسن خانمت کو شوهرت کو و همسرم همیشه اینو به زبون میارن که بدون تو جرعت ندارم برم خونه از بس میگن خانمت کو؟قهر کردین؟چرا؟
    و راستی دیروز مادرشون پولمونو به ما برگردوندن و ما هم خرید یخچال رو انجام دادیم و هم قرار شد بریم سفر اما طبق پیشنهاد شما باید یه مدت از هم دور باشیم و میخوام این پیشنهاد رو جوری به همسرم بدم که دلخور نشن و قبول کنن
    بخاطر همین موضوع هست که دیگه با بعضی تفریحات بدون من مخالفتی ندارم میخوام یه وقتی هم برای دلتنگ شدنمون بوجود بیاد
    خرداد ماه تولد همسرم هست میخوام براشون تو خونه خودمون جشن بگیرم و دوستانشون رو دعوت کنم.میدونم عاشق جشنه و خیلی خوشحال میشه
    ویرایش توسط ZENDEGIBEHTAR : دوشنبه 06 اردیبهشت 95 در ساعت 10:16

  2. کاربر روبرو از پست مفید ZENDEGIBEHTAR تشکرکرده است .

    شیدا. (شنبه 11 اردیبهشت 95)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. ،،اخلاق و عادات بد روزمره من ،،یه روزمرگی بیخود
    توسط ARAM-ESH در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 24
    آخرين نوشته: پنجشنبه 16 مرداد 93, 16:33
  2. مشخص نمودن میزان اضافه وزن یا کمبود وزن(bmi)
    توسط keyvan در انجمن علمی و آموزشی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: جمعه 02 تیر 91, 14:02
  3. همسرم روزه نمیگیرد چه برخوردی با او داشته باشم
    توسط ghalam63 در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 23
    آخرين نوشته: شنبه 09 مهر 90, 14:57
  4. نظر در مورد وزن همسر
    توسط sina.sina11 در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: چهارشنبه 12 مرداد 90, 04:12

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 10:19 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.