من واقعا دوسش دارم و به اشتباهاتم پی بردم، حتی الان که باهام نیست واقعا رفتارام تغییر کرده، من بچگانه فکر میکردم راجع به شکل رابطه اما واقعا دوسش داشتم، خوب هر آدمی ایراداتی داره اما اینکه حس کنی فقط بودن یک نفر هست که میتونه آرامش مطلق بهت بده معنیش هرچی میخواد باشه مهم نیست، فقط میدونم که اگه همین الان برگرده میتونه ببینه که چقدر تغییر کرده افکارم و رفتارام، اون هم به من علاقه داشت در حدی که واقعا بخواطر من از خیلی چیز ها حاضر بود بگذره و به عینه دیدم، اختلافاتمون هم میگم فقط بخواط افکار کودکانه من بود که حتی الانم از خودم شرمم میشه که چقدر کودکانه فکر میکردم، الان با تمام وجود دوست دارم برگرده و پشتش باشم و محکم ازش حمایت کنم، ای کاش میدونست که چقدر برام مهمه، یعنی اگه شما حتی از روی کنجکاوی برگشتید فکر میکنید اون هم یروزی یه تماسی با من بگیره؟ از بابت وابستگی اون رو نمیدونم اما من واقعا دوسش دارم، من آدمی نیستم و نبودم که موقعیت روابط مختلف رو نداشته باشم و حتی همین الان، اما حتی یک ثانیه نمیتونم به فرد دیگه فکر کنم چون جذابیت های رفتاریش و خصوصیات اخلاقیش واقعا برام همه چیز بود، شاید بد جلوه کرده باشه این دوستی ها بخصوص از سمت پسرها اما من واقعا ایمان دارم که قلبا بهش علاقه دارم و میتونم زندگی آرومی براش فراهم کنم و از گذشته درس های زیادی گرفتم، واقعا دوست دارم این نکترو بدونم احتمال داره باهام تنثماس بگیره؟








علاقه مندی ها (Bookmarks)