سلام
تشکر از سایت خوبی که راه انداختید برای مشکلات ما.
من 18 سالمه
پسر هم هستم
هیچ وقت عادت ندارم با کسی دردل کنم واقعا اینجا خیلی راحت بودم که تصمیم گرفتم یکم حرف بزنم متسفانه خیلی وقته به فکر خودکشی هستم چندبار سعی کردم عملیش کنم اما نشد خواستم رگم رو بزنم نشد رفتم بالای ساختمون بازم نشد و تنها دلیل این نشد خانوادم هستن و میدونم چقدر منو دوسن دارن و وابسه من هستن و اگه اینکارو کنم اونهارو کشتم خیلی مشکل دارم یکیش که واقعا خیلی اذیتم کرد از دست دادن دختر مورد علاقم بود خیلی مشکلات دیگه خانواده خوبی دارم اما همه مشکلاتم مربوط به خودم هست شبا که میرم بخوام همش یه چیز تو گوشم میگه بکش خودتو و راحت کن واقعا دیگه حس نفس کشیدن هم نیست دیگه واقعا بریدم هیچ وقت فکر نمیکردم اینطوری شم اینقد خسته هرچی استراحت هم که بکنم همش یه احساس خستگی مونده تو بدنم همش منتظر مرگ هستم تو این سن کم همش خودمو درگیر مشکلات بزرگ کردم مشکلاتی که خیلی ار بزرگا هم از پس بر نمیان من بهشون غللبه میکنم اما بعد رفع مشکل احساس خستگی میفته تو بدنم همش اهنگ های غمگین گوش میدم فقط غمگین وقتی تنهام میزنم زیره گریه همش دلم برای قدیما تنگ میشه که نه مشکلی داشتم نه دلهره ای
کاش...








علاقه مندی ها (Bookmarks)