به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 24

Threaded View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 01 اردیبهشت 95 [ 22:07]
    تاریخ عضویت
    1394-11-26
    نوشته ها
    18
    امتیاز
    503
    سطح
    10
    Points: 503, Level: 10
    Level completed: 6%, Points required for next Level: 47
    Overall activity: 10.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class31 days registered500 Experience Points
    تشکرها
    29

    تشکرشده 31 در 10 پست

    Rep Power
    0
    Array

    دلم بی نهایت میگیره نمیدونم چطور حالمو خوب بکنم

    سلام. چندنفری اینجا با حرفای قبلی من اشنا هستن . من توی خونمون هیچکی رو که ندارم هیچ. مادرم مثل یک دشمن باهام رفتار میکنه و انگار هووی اون هستم وو از طرفی دیگه به شدت خودخواهه و تاثیر زیادی روی یکی از برادرهام که کوچکتر از خودم هست داره طوری که فکر میکنن همه چیز زندگی مال اونهاست و من باید از خونمون برم. طوری روی بردارم اثر گذاشته بود که خودخواهیش رو یاون هم تاثیر پیدا کرده بود و فکر میکر من باید برم

    من لیسانسه هستم و.اگه از کار و فعالیتم بپرسید میتونم بگم تصمیم گرفتم از سال اینده بعد از تعطیلات دنبال کاری برم و الان دنبال اماده سازی خودم هستم.البته هنوز کارش پیدا نشده اما در صدد هستم

    خیلی دلم میگیره به طوری که کلا انرژی فعالیت رو ازم میگیره .میدونم بیرون از خونه رفتن و تفریح تاحدی میتونه روم اثر بزاره ولی تفریح خاصی رو هم در نظر ندارم و چون کمی مشکل توی کمرم دارم ورزش و باشگاه هم خیلی نمیتونم برم
    خواهر بزرگترم هم جای مادرمه و درک درستی از من نداره و در واقع من رو دوست نداره و میگن اشتباهه که فکر کنیم همه باید مارو دوست داشته باشن.

    دلم خیلی میگره در حد مرگ .تنها فقط و فقط با خودم دارم زندگی میکنم تاحدی که همین مادرم گاهی تهمت میزنه که حتما دوست پسرهایی داری که تنهایی زندگی میکنی. اما هروقت هم کنارش میرم اینقدر عمدی و غیر عمدی شکنجه روحی بهم میده که تا یکماه توبه میکنم دیگه نزدیک مادرم بشم

    بزارید یک مورد بگم.فکر کنید کسی شمارو اذیت کرده ظلمی بهوتن کرده یا به هردلیلی به مادرتون میگید که از این ادم خوشتون نمیاد و باهاش مشکلی دارید. ودر عوضش مادرتون تمام وقتی که شما رو میبینه از این ادم حرف میزنه. و حتی برعکس میره به بقیه خانوادتون میگه که شما کاری کردید که میانتون با اون طرف خرابه. این رو گفتم که مختصری از مادرم و درکش از من و حسش نسبت به من گفته باشم تا بدونید نمیتونم نزدیکش برم خیلی هم بهش محبت کردم ولی جواب مثبتی بجز شکنجه روحی شدنم درمواقعی که کنارش بودم نداشت. برادر کوچیکم و پدرم رو هم از من گرفت و حتی از من توی فامیل یک شخصیت بد ساخت بدون اینکه لحظه ای به مشکلاتم فکر بکنه.نگید درکشو نداره چنان مشکلات برادرم رو منطقی نشون میده و توضیح میده دهنتون باز میمونه


    این همه رو گفتم که بگم دلم بی نهایت میگیره و چیزی نیست که شادم کنه .ادمی هم نیست و این غم و ناراحتی ها تمام انرژی خوبم رو برای فعالیت میگیره. الان از بی حای دارم به سختی تایپ میکنمو

    چکار کنم شاد باشم انرژِ خوب داشته باشم دل خوش باشم توی این اوضاع با خیلی مشکلاتی که هرکدومشون یک طوماره و اشک خیلیاتون رو شاید دربیاره

    من فقط میخوام شاد باشم

  2. 3 کاربر از پست مفید خانم قاضیانی تشکرکرده اند .

    Hadi99g (دوشنبه 17 اسفند 94), miss seven (سه شنبه 18 اسفند 94), باغبان (دوشنبه 17 اسفند 94)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: سه شنبه 13 اسفند 92, 10:36
  2. موفقیت از آن كسانی است كه ذهنیت موفق دارند
    توسط ani در انجمن موفقیت و شادی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: یکشنبه 24 آبان 88, 18:19

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 00:33 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.