سلاااااااااااام صبح بخیر
خوبین متاسفم خیلی از ماها یه شرایط آرمانی از ازدواج تو ذهنمون ترسیم میکنیم ووقتی میریم توش و میبینیم
با تصویر ذهنی ما یکی نیست جا میزنیم
فکر میکنیم شرایط همه ایده اله و فقط مایییم که شرایطمون غیره ایدخ اله !!!!!
خیلی از مشکلات با صبر کردن و درست صبر کردن در گذر زمان حل میشن
شما از موقعیتی که داشتین خسته شدی قدرت تصمیم گیری را نداری میخام بگم اون انرزی لازم را فعلا نداری
پس تصمیم گیری در چنین مرحله ای خوب نیستش
دوراه داری اینکه صبر کنی با همسرت همراه بشی غر نزنی محبنت کنی بیخیال بدی ها بشی ومثل دوران نامزدیت شاد پر انرزی پر هیجان باشی
راه دوم بری سفر با خانوادت بدون اینکه به همسرت فکر کنی فقططط فکره این باشی بهت خوش بگذره یادش نکنی تا یادت کنه
و حالو هوات عوض بشه انرزی بگیری و بیای یه زندگی نو شروع کنی
من یه سوال داشتم شما فرزند کوچک خانواده بودین ؟/
معمولا به کوچکتر ها در خونه کاره کمتری میدن اگه هم بدن مرتب بهش میگن فلان چیز را بیار ...
در حد چیزای کوچیک میخام بگم این اشتباهه محضه که همه مسئولیتهارو بدن به بزرگترها و فرزند کوچک وقتی هم بزرگ شدن بازم کوچک
حسابشون میکنن و این میشه یه معضل برا فرزند کوچک وقتی تشکیل خانواده داد قدرت تصمیم گیری نداره به مشکل بر میخوره و یکی از معضلاته
دیگش اینه که اون فرزند کوچک در دوران کودکیش میمونه توقعش بالا میره حتی قدرت این که بتونه زندگیرو مدیریت کنه ازش سلب میشه
نمیدونم شما از این دسته ای یا نه
اگه باشی بایستی بری دنبالش در کارات خودت تصمیم بگیری خودتو قبول داشته باشی تا بتونی شاد زندگی کنی و به همسرت این شادی
را انتقال بدی کارایی کنی که اعتماد به نفست زیاد بشه
موفق باشین









علاقه مندی ها (Bookmarks)