سلام به دوستای گلم
مطمئنم هر روز اتفاقات قشنگی تو زندگیتون میفته که تبدیل کردنشون به کلمه و جمله کار سختیه و فقط وقتی میاید اینجا و میخواید بنویسید بهش فکر میکنید و لبخند میزنید و نمینویسین . این اتفاق بارها برای خودم پیش اومده ولی امروز میخوام یه عشقولانه جالب براتون تعریف کنم راستش تعریف از خود نباشه من خیلی زحمت کشیدم تا بتونم زندگیمو توی مسیر درست خودش هدایت کنم البته بی مهریه اگه بگم همسرم تلاشی نکرد چرا اونم شاید خیلی تلاش کرد تا بتونیم زندگیمونو اروم و زیبا کنیم ولی چون من یک زنم و لطافت من بیشتره گاهی پژمرده گیهامو میدید و توی خودش میریخت و تلاش به جبران میکرد تا اینکه یه روز ظهر اقای همسر اس داد (( خانمم به خاطر همه بی مهریهام ازت معذرت میخوام ))وای نمیدونید چه حسی داشتم سر از پا نمیشناختم
داشتم دنبال متن عاشقانه میگشتم براش بفرستم واقعا خستگیم دراومد و خیالم از همچی راحت شد الان خداروشکر همچی عالیه هر دو خوشحالیم
تازه به فکر عوض کردن خونه و ماشین هستیم تا کلا همچیو تغییر بدیم و از همه اون حال و هوای گذشته بیایم بیرون
- - - Updated - - -







وای نمیدونید چه حسی داشتم سر از پا نمیشناختم
داشتم دنبال متن عاشقانه میگشتم براش بفرستم واقعا خستگیم دراومد و خیالم از همچی راحت شد الان خداروشکر همچی عالیه هر دو خوشحالیم
تازه به فکر عوض کردن خونه و ماشین هستیم تا کلا همچیو تغییر بدیم و از همه اون حال و هوای گذشته بیایم بیرون 
پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)