سلام.راستش من با سایت همدردی یک ساله اشنا هستم اما هیچوقت مشکلاتمو مطرح نکردم .امشب دل و زدم به دریا و عضو شدم یه کم نابلدم به بزرگی خودتون ببخشید .من 24سالمه و یک سال و خورده ای هست که با شوهرم عقد کردم شوهرم پسر واقعا خوب و سالمیه و خیلی منو دوست داره و من هم همینطور اما زندگیمون دارای مشکلاتیه که خیلی منو اذیت میکنه،شوهر من به دلایلی تا دیپلم بیشتر درس نخونده و از شانزده سالگی رفته سرکار همیشه به خودش متکی بوده و این باعث شده نسبت به ادما ی حس بدبینی داشته باشه مخصوصا دخترا،من از وقتی عقد کردم دیگه اجازه نداشتم با دوستام به گردش برم حتی برای خرید به خیابون برم .شوهرم میگفت برو خونشون بیان خونتون ولی دلیلی نداره باهاشون بری بیرون اصلا جلوه خوبی نداره من خیلی جنگیدم سر این موضوع و باعث شد که حساس تر بشه و من کوتاه اومدم .دومین محدودیتم این بود که شوهرم گفت همه برنامه های چت مثل وایبر واتس اپ باید حذف کنی که البته خودشم این کارو کرد .من تک دخترم و خیلی تنهام و این برنامه ها ی جور سرگرمی برام بود .بازم با این موضوع هزاران بار جنگیدم اما فایده نداشت و کوتاه اومدم .خلاصه شوهرم محدودیت هاشو بیشتر کرد گفت برا فوق من توان مالی ندارم دوس داشتم برم کلاس ورزش نذاشت و خیلی چیزهای دیگه و اینو بگم که شوهرم بسیار زود جوش و عصبیه اگه روی حرفش حرف بزنم یا حرفی بزنم که خوشش نیاد یه دعوای حسابی راه میفته .منم چند وقتیه هر چی میگه میگم باشه چون میدونم بگم نه دعوا میشه و میگع نباید رو حرف من حرف بزنی .خودش با خودش تصمیم گرفته که عروسی نداشته باشیم و منم که مخالفت کردم گفت نمیخوای بشین خونه بابات.اینها رو کنار داشته باشید مشکل بزرگتر من وقتی پیش اومد که پدرم و شوهرم بینشون ی کدورتی پیش اومد که طبق رفتار کینه توزانه ای که همسرم داره هنوزم کوتاه نیومده و هر از چند گاهی دوباره بحثشو باز میکنه ،مثلا دیگه گفت حقوقتو باید بدی به خودم با اینکه من عقدم هنوز اول گفتم نه ولی دعوا شد و من کوتاه اومدم گفتم ی چندر قاز حقوق من ارزش نداره خودش کم کم میفهمه شرمنده میشه .من جمه بندیم افتضاحه منو ببخشید ولی میخوام بگم که احساس میکنم منفعلم .شوهرم زورگو هست باید چکار کنم؟چجور بهش بفهمونم که من زنشم و افکار قدیمیشو بذاره کنار که حرف حرفه مرد خونس؟








علاقه مندی ها (Bookmarks)