سلام به دوستان
همون طور که پیش بینی کرده بودم کادوه خیلی خوشگل از آب در امده و منم که غروب رفتم خونه، قبل از ورود به خونه، دورو ورم رو نگاه کردم دیدم کسی نیست، توی راپله ، کادو رو داخل کمد جا کفشیمون گذاشتم و وقتی شرایط محیا شده بود در یه اقدام ضربتیتقدیم خانومی کردم که از چشماش می شد فهمید که خیلی ذوق
کرد و البته بعد باز کردن کادو هم خیلی قلی بیلی شد. خلاصه شب باحالی شد. منم این شکلی شدم
یه خاطره دیگه
(البته شما به ایده هاشدقت کنید هدف از خاطره ایده هست پس هدف رو فراموش نکنید)
من کلاً آدم شکم پرستی نیستم، و هر چی بزارن جلوم می خورم، و طبق عادت، چه در زمان مجردی و متاهلی بعد غذا تعریف و تمجید از غذا نمی کنم و صرفاً از بابت غذا تشکر می کنم. برعکس من، خانومم اگه من یه تخم مرغ هم درست کنم، از زمانی که روغنش رو میریزم تا زمانی که آخرین لقمه رو بخوره، تعریف می کنه (کلاً آدم قدر شناسی هست) خلاصه با این رفتار من اوایل فکر می کرد که دست پختشو دوست ندارم که تعریف و ... نمی کنماما الان دیگه فکر کنم متوجه شده که اخلاق من اینطوری هست. (انصافاً دست پختش حرف نداره حتی برای غذا هایی که برای بار اول درست می کنه). اینا همه مقدمه بود برای یه خاطره و البته بهتره بگم یه ایده:
دیروز ما با یه گروهی رفتیم کوهنوردی و موقع برگشت توی ماشین سرپرست گروه داشت از بهترین فسنجونی که تا حالا خورده بود تعریف می کرد (گفت توی یکی از روستا های شمال خورده)
چون انصافاً فسنجون خانومم خیلی خوشمزه هست منم بلند گفتم که بهترین و خوشمزه ترین فسنجونی که خوردم دستپخت خانومم بوده چون واقعاً براش وقت میزاره و در چند مرحله یخ و ... میریزه تا روغن گردو ها کامل در بیاد خلاصه خیلی پر روغن و خوشمزه میشه. (فک کنم خیلی خودشو کنترل کرد که اونجا منو ماچی نکرد).
پس اگه مثل من عادت به تعریف ندارید حداقل یه جا از خجالت خانومتون دربیاید.







تقدیم خانومی کردم که از چشماش می شد فهمید که خیلی ذوق
کرد و البته بعد باز کردن کادو هم خیلی قلی بیلی شد. خلاصه شب باحالی شد. منم این شکلی شدم 

دقت کنید هدف از خاطره ایده هست پس هدف رو فراموش نکنید)
اما الان دیگه فکر کنم متوجه شده که اخلاق من اینطوری هست. (انصافاً دست پختش حرف نداره حتی برای غذا هایی که برای بار اول درست می کنه). اینا همه مقدمه بود برای یه خاطره و البته بهتره بگم یه ایده:
پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)