اوه اوه چرا این همه عصبانیت!

نوشته اصلی توسط
دختر بیخیال
الان بگم از سطحی نگریشونه؟ یا از روی حالت بدجنسیشونه؟
درکل حس نمیکنم به این کار صفت خوبی نسبت داده بشه!
راستی تشکر از همچین پست ها و سخنان سطحی نگری، چه معنایی جز تایید اون سخن داره؟
بله! دستتون درد نکنه!
فکر کنم دیگه حیثیتی برام نموند !
ممنونم از لطفی که به من داشتین! :-)
خب لازمه یکم توضیح بدم:
نه واقعا هیچ کدوم منظورم نبود؛ می دونید یکی از اهداف طنز و کمدی اینه که به چیزای منفی و غلط بخندیم. بنابر این وقتی چیزی بویژه در این تاپیک مطرح میشه بیشتر خود اون مطلب مورد هدفه تا محتوایی که منظور اون مطلبه در اینجا منظورم اون نقل قولیه که تو پست دیشبم از یه سایتی که نمیدنم چی بود گذاشتم. خودم هم دقیقا اعتقادم عکس این مطلب هست. پس به خود مطلب می خندیم نه به رانندگی خانم ها
پست دومم قسمت اولشو پیاز داغشو زیاد کرده بودم پاراگراف آخرم کلا غیر واقعی بود، گفتم یکم جالبتر میشه. باز اونجا هم قصدم تمسخر نبود صرفا یه واقعه ای به ذهنم رسید و با یکم شاخ و برگ دادن میخواستم ادامه هدف پست اول رو دنبال کنم. باز نمیخواستم تسری یک به کل بدم بعدم خواهر خودمو مسخره نمیکنم که!
البته اینا تو 2 ثانیه در ذهن من اتفاق میافته ولی الان باید کلی فکر کنم تا بنویسمشون!

نوشته اصلی توسط
دختر بیخیال
چرا اینقدر انتظاراتشون از خانم ها زیاده دوست دارند خانم ها هیچوقت اشتباه نکنند؟
اصلا چرا وقتی یک خانم یک اشتباهی میکنه، یک بی توجهی میکنه، حالا یکی از این خانم ها، بعبارتی انسان ها در یک زمینه خاص مانند رانندگی بعلت عدم آگاهی و کم مهارتی و کم تجربگی خودش، اشتباهی ازش سر میزنه، برخی از آقایون، این اشتباه و به کل خانم ها نسبت میدهند؟
بازم نه
اصلا همچین انتظاری نبوده
خود من جاتون خالی امروز بد دنده عقب گرفتم صدای گریبکس ماشین تا چند تا خونه اون طرف تر هم رفت 
ماشین خاموش کردنم هر چند وقت یه بار دارم 
این شعر از پروین اعتصامی تو این زمینه جالبه:
سیر یک روز طعنه زد به پیاز / که تو مسکین چقدر بد بویی
گفت از عیب خویش بی خبری / زان ره از خلق عیب میجویی
گفتن از زشت رویی دگران / نشود باعث نکو رویی
تو گمان میکنی که شاخ گلی / به صف سرو و لاله میرویی
یا که همبوی مشک تاتاری / یا ز ازهار باغ مینویی
خویشتن بی سبب بزرگ مکن / تو هم از ساکنان این کویی
ره ما گر کج است و ناهموار / تو خود این ره چگونه می پویی
ما زبونیم و شوخ جامه و پست / تو چرا شوخ تن نمی شویی
پس اگه جدی بود منظورم، میشدم مصداق بارز این شعر. نتیجه اینکه نبود.
خلاصه اگه ناراحت شدین یا احیانا دیگرانی، معذرت می خوام.
---------
یه مسئله ی دیگم به ذهنم می رسه، واقعا نیاز نیست اینقدر از دیگران تاثیر بگیریم و حرفاشون و متلکاشون حتی در صورت جدی بودن و به قصد تخریب شخصیتی بودن رو جدی بگیریم چون روحمون رو افسرده می کنه در عوض می تونیم به اون حرفا بخندیم چون واقعیت ندارند اگه جدی بگیریم یعنی پذیرفتیم حق با اوناست. وقتیم که فضا شوخیه که دیگه اصلا هیچی.
---------------------------------
==================

نوشته اصلی توسط
paiize
خ
تشکرمن فقط به معنی رویت کردن پست هستش نه تایید دوست خوبم

آخه مگه من دیوانه ام حرفهای بعضی هاروتایید کنم...
ای خدا؛ به این میگن ماهی گیری وسط حوض گل آلود ؟ یا یه همچین چیزی درست یادم نیست :)
من دیوانه چو زلف تو رها میکردم / هیچ لایقترم از حلقه زنجیر نبود
ویرایش توسط m.reza91 : پنجشنبه 16 مهر 94 در ساعت 22:19
علاقه مندی ها (Bookmarks)