سلام من ۲۴سالمه وپارسال فارغ التحصیل کارشناسی شیمی شدم ونامزدکردم وبنا به مشکلاتی خیلی زود نامزدیمبهم خوردمن اعتماد بنفس ضعیفی دارم ولی از نظر ظاهری به هیچ عنوان مشکل ندارم و من خواستگارای زیادی دارم وبیشتر خواستگارام یا خودشون یا مادرشون خارج ازمحیط آشنایی وفامیلی منو پسند کردن ...حالا آخرین خواستگارم منو وقتی خرید میکردم دید شماره از مامانم گرفت بعدش تماس گرفتن ارشد بیوشیمی بود ظاهرش زیاد خوب نبود ولی واسه من ظاهرش مهم نبود خلاصه قرار اول تو پارک گذاشتیم مادرش از خوشرویی وچشمای زیبای من و...حرف زد وراضی بود بعد باپسره خصوصی ح زدیم اون از خودش گفت ولی من خیلی استرس داشتم زیاد تمرکز نداشتم زیاد جدی نبودم بعدش پسره همش بهش ز میزدن که جایی بره خلاصه بگم آخرش بهم گفت میخوای شماره منو داشته باشی منم گفتم الان نه ....چند روز بعدش گذشته ولی تماس نگرفتن من واقعا قصد ازدواج داشتم شایدم چون بهش گفتم یه نامزدی ناموفق داشتم بهش برخورده ....دارم دیونه میشم .....از شرایطشم خوشم اومد ولی تماس نگرفتن راستش قبلا هم همچین موضوعی پیش اومده من نمیدونم مشکل رفتارم چیه ....خب اون میتونست یه قرار دیگه بذاره بیشتر ح بزنیم خسته شدم یبارم یه خواستگار غریبه داشتم وقتی منو دیدن کلی ذوق وشوق کردن کلی پسندیدن ولی وقتی خونمون اومدن پشیمون شدن بعدش به یه آشنایی گفتن خانواه من رفتارشون بد بوده البته اونا از نظر مالی خیلی بهتربودن ومن تو جلسه آشنایی گفتم که ما زندگی معمولی داریم.....








علاقه مندی ها (Bookmarks)