با سلام خدمت دوستان. پسری هستم سی و دو ساله و شغلم تدریس دانشگاه هستش. دو سال پیش با ی همکار خانم توی دانشگاه آشنا شدم که شغلشون پزشکی بود و تصمیم گرفتم باهاش واسه بحث ازدواج آشنا بشم.
اما دو سه ماه اول آشنایی بود که متوجه شدم ایشون عادت داره ی سری دروغای کوچیک و بزرگ و عجیب بگه.
مثلا ایشون همسن من بود اما خودشو یک سال کوچکتر معرفی کرده بود. یا تعداد برادر و خواهراشو یکی کمتر گفته بود! و...
لازم بذکره ایشون ی مقدار هم عصبی میشد توی حرفا و بحثامون. تی اون مدت اول ی مقدار علاقه بین ما شکل گرفت و وارد مسائل عاطفی شدیم.. اما بعد از این جریانات من تصمیم گرفتم عقب بکشم اما مشکل اینجاست که این خانم دست بردار نیست و هر روز تماس میگیره یا به محل کارم میاد. کم مونده منو شهره شهر کنه طوری که همه فهمیدن. نمیدونم چکار کنم. چندبارم باهاش صحبت کردم اما تاثیر نداره