من نمى تونم rabetamo كامل باهاش قطع كنم يعنى دلم نمى خواد ، حالا انشالله از وقتى بهم ميل بده هر هفته يواشكى ميرم مى بينمش ، من بهش گفتم نه ازت جدا ميشم و نه تنهات ميذارم ، من پاى همه چيز ميمونم ، الان به خانواده ام بگم خيلى بد ميشه من ميدونم اگه الان بگم mahalam نميگذارند آخه بابام روى ازدواج خيلى حساسِ ، دختر خالم امده خونه مون هر چى گفت بهم بگو تا خودم كمك كنم نگفتم آخه ساناز گفته نگو، من نميدونم صبر كنم تا عبا از آسياب بيفته بد يه كارى كنم يا الان به مامانم بگم. ولى به خدا اگه به مامانم بگم همه چيز خراب ميشه. كاش ميشد به دختر خالم بگم اون واقعا ميتونه كمكم كُنه بهش ايمان دارم