ممنون برادر خوبم
والا آرامترم ولی واقعا دیگه شورشو درآورده خودمم دیگه خندم گرفته
خیلی تو خونه بهش میرسم خیییییلی اونم راضیه
یه اتفاق تازه امروز افتاد
همش صبحها فکر میکنم وقتی میره بیرون میشینه تو ماشین و....
امروز صبح بعد از رفتنش من پنج دقیقه بعد لباس پوشیدم به بهانه پیاده روی رفتم بیرون یه پارک کوچیک سرکوچمونه دیدم تو ماشینش نشسته سرش تو گوشیه قلبم از حلقم اومد بیرون
به روی خودم نیاوردم حتی یه دور زدم دور دوم ماشینو روشن کرد مجبور بود از روبرو بیاد اروم میرفت منم خودم رو زدم به ندیدن اونم رفت صدهزار در صد منو دید ولی اونم هیچی نگفت
قبل از بیرون رفتن از خونه راجع به یه بنده خدایی گفتم که همسرش خیانت کرده پرسیدم اگر من این کارو بکنم چی گفت تو نمیکنی گفتم از کجا مطمینی منم آدمم اخه خودش همیشه میگه آدم ممکنه عوض شه
گفت هیچی تو هم آدمی گفتم یعنی حاضری بچه ها رو بزاری زیر دست همچنین آدمی بزرگ شن میتونی بهم اعتماد کنی
گفت ااااره
یه همچین طرز فکری داره.
در هر حال آرامش الانم رو مدیون همدردی راهنمایی شما دوستان خوبم هستم امیدوارم این آرامش پایدار باشه. برای همه آرزوی آرامش میکنم








علاقه مندی ها (Bookmarks)