به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 9 , از مجموع 9

Threaded View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 30 فروردین 95 [ 04:00]
    تاریخ عضویت
    1393-10-20
    نوشته ها
    53
    امتیاز
    1,869
    سطح
    25
    Points: 1,869, Level: 25
    Level completed: 69%, Points required for next Level: 31
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    8

    تشکرشده 63 در 30 پست

    Rep Power
    0
    Array

    حالم داره از خودم بهم میخوره بس که شوهرمو آزار میدم

    سلام.حالم داره از خودم بهم میخوره.از بس که شوهرمو اذیت میکنم.جلو خانوادشم نزدیک بود آبرو ریزی کنم.حسادت من بیش از حده.اصلا عقده ای شدم.
    امروز رفته بودم خونه مادر شوهرم.قرار بود شب اونجا باشیم.اما الان خونه خودمونیم.بس که بچه بازی در اوردم.
    مادر شوهرم راجع به خوشگلی یکی از همکلاسیهای شوهرم شنیده بود اما اون خانم رو ندیده بود.قبلا از من پرسیده بود که طرف چه شکلیه و من گفتم ندیدمش!امروز دوباره از شوهرم سوال کرد که فلانی چه شکلیه؟خوشگله؟شوهر کرد اخر؟!!!!
    شروع کرد آمار گرفتن و همون سوالایی که از من پرسیده بود رو از شوهرم پرسید که من خوشم نیومد.به نظرم باعث میشد نظر شوهرم یکم راجع به اون همکلاسی عوض بشه چون سلیقه مادرها واسه پسراشون مهمه.شوهرمم هی میگفت نمیدونم!
    قبلا یه بار مورد مشابه داشتم راجع به اظهار فضل مادر شوهرم راجع به قیافه دوستم و اینکه غیر مستقیمایشون دوست منو میپسنده!!!و در آخر هم گفته بود پسرم هر چی سلیقه خودته.این کلی باعث اختلاف پنهونی بین من و شوهرم که اون موقع نامزدم بود شد.قضیه به گوش دوستمم رسید و یکمی آبروی منم رفت البته.و اینکه تا مدتها شوهرم تا فرصت گیر میورد از خوشگلی دوستم تعریف میکرد.در حالیکه قبل از اظهار فضل مادرش اصلا به اون بنده خدا نگاهم نمیکرد
    البته تا حالا نشده که مادر شوهرم بگه عروسم خوشگله!!
    حتی امروز خواهر شوهرم میگفت کاش من موهام و پوستم مثل تو روشن بود و خوش به حالت و ...مادر شوهرم یهو گفت همه که قرار نیست یه رنگ باشن!موهای تو هم روشنه!!!در حالیکه مشکی پر کلاغیه.ادعای خوشگلی ندارم اما از اینکه مادر شوهرم مستقیم یا غیر مستقیم اینطور حرفهای خاله زنکی بزنه میرنجم
    بعدشم که شوهرم با خواهر شوهرم دیگم شروع کردن عشقولانه بازی در اوردنو کلا منو بیخیال.چون به شوهرم با ایما و اشاره فهموندم که از آمار گیری مامانت خوشم نیومد و اون دیگه منو تحویل نمیگرفت و کلا حوصلم سر رفت.یه جا که داشتم با شوهرم میحرفیدم خواهر شوهرم صورت شوهرمو برمیگردوند با دست طرف خودش و یه حرف دیگه میزد تا مثلا حرف منو گوش نده!!!!
    خلاصه علی رغم همه مهربونیاشون به شوهرم گفتم باااااید الان بریم از اینجا.به نظر اونا همه چی عادی بود.حتی شوهرم نفهمید که من از چی ناراحتم.واقعا از حرفهای مادر شوهرم که باعث میشه توجه شوهرم به کسی که هرروز میبینتش جلب بشه و مثل دوستم بهش دقت کنه متفرم!.شوهرمم بدون اینکه بگه به کسی موضوع چیه بلند شد و برگشتیم خونمون.
    توی خونه باهام قهر بود.اما بعدش آشتی کردیم.شوهرم خیلی ناز و مظلومه.من با بداخلاقیام خیلی ازارش میدم.میتونستم صبور باشم اما مجبورش کردم برگردیم و اون حرفی نزد...
    همیشه هوامو داره.دلم واسش میسوزه.

  2. 2 کاربر از پست مفید fkh4466 تشکرکرده اند .

    دختر بیخیال (شنبه 06 تیر 94), رنگین (شنبه 06 تیر 94)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 06:32 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.