به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 5 , از مجموع 5

Threaded View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 07 آبان 97 [ 15:24]
    تاریخ عضویت
    1393-9-12
    نوشته ها
    39
    امتیاز
    3,410
    سطح
    36
    Points: 3,410, Level: 36
    Level completed: 40%, Points required for next Level: 90
    Overall activity: 15.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    21

    تشکرشده 41 در 24 پست

    Rep Power
    0
    Array

    6 بعد از یکسال و هفت ماه دیدمش چه رفتاری درسته؟

    سلام بچه ها.خلاصه میگم که در دوران فوق لیسانس دانشگاه با آقایی جهت ازدواج آشنا شدم بسیار به هم علاقه داشتیم اما نتونستیم شرایط خانوادگی خاص اون آقا رو مدیریت کنیم و جدا شدیم.خیلی اذیت شدم الان یکسال و 7ماه میگذره.خیلی بهترم.هنوز دوسش دارم ولی نوع دوست داشتنم عوض شده.دیگه برای خودم نمیخوامش فقط دلم میخواد اتفاقای خوب براش بیفته و در واقع دورادور از خوشحالیش خوشحالم میشم. به صورت خوداگاه هم بهش فکر نمیکنم یا خیلی کمتر فکر میکنم و از تکنیک توقف فکر استفاده میکنم. دنبال هیچ خبر و نشونه ای ازش نیستم حتی شمارشو پاک کردم که عکسشو تو وایبر و ...نبینم. مساله اینجاست که برای دکترا در همون دانشگاهی که هم دانشگاهی بودیم دعوت به مصاحبه شدم که خب ایشونم دعوت شده بود و روز مصاحبه دیدمش بعد از یکسال و هفت ماه. قلبم خیلی تند تند میزد در لحظه دیدار ایشونم شک شده بود البته ظاهرا خونسردیمو حفظ کردم و سرمو پایین انداختم و رد شدم.جالبه که مصاحبه هامونم پشت سر هم بود.یعنی وقتی صدام کردن ایشونو هم صدا کردن و بهم گفتن کنار اون آقا بشین بعد از ایشون برو داخل که خب مسلما من ننشستم کنارشون و توی دو روزی هم که در دانشگاه دیدمش تمام سعیمو میکردم که باهاش چشم تو چشم نشم و جایی که هست نرم ولی ایشون خب برعکس عمل میکرد کاملا.البته من اصلا توجه نمیکردم چون نمیخوام دوباره درگیر بازی ذهنی بشم. سوال من این هست که اگر هردو قبول بشیم از اول مهر دائم همو میبینیم.من نمیخوام هرچی زحمت کشیدم و سختی کشیدم به باد بره و حالم دوباره بد بشه. لطفا بهم بگید چه رفتاری با ایشون درسته؟ و چطور روی خودم کار کنم که از دیدنشون آشفته نشم؟ممنون.

  2. کاربر روبرو از پست مفید شین خانوم تشکرکرده است .

    فدایی یار (سه شنبه 12 دی 96)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 08:22 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.