اول :
در متن شما چند دسته جملات است :
حدس، گمان، پیشداوری و شُبهه که بر اساس هیچکدوم نمیشه قضاوت کرد و به نتیجه رسید.
دوم :
اگر در جلسه اول خواستگاری یک مرد جمله زیر رو بشنوه (اگر به تفصیل موضوع باز نشده باشه) یک نوع احساس عدم کنترل زندگی آینده بهش دست میده و خودم شخصا جمله پایین بشنوم در من تردید در انتخاب ایجاد میکنه.(بازم میگم اگر موضوع کاملا باز نشده باشه)
تنها موردی که در متن بالا میتونه عامل عقب نشینی اون آقا باشه به نظر من همین جمله شماست.مگرنه اینکه این خانوم خیلی مطالعه داره و فهمیده است و به درد ما نمیخوره عقلانی نیست (البته اگر عین جمله رو تایپ کرده باشید، چون من یک حدس دیگه ای زدم).
سوم :
اینکه اون آقا دوسال جایی نرفته و بعد از دوسال پیشنهاد دوباره دادند هیچ عیبی نداره و حتی نشونه خوبیه و نشون میده این دوسال همیشه گوشه ذهن ایشون بودید ولی یک عامل و یا یک دلیل ایشون تا الان متوقف کرده، فلذا اگر جلسه بعدی گذاشته شد حتما درمورد اینکه چرا دفعه قبل رفتند و چرا بعد از دوسال امدند رو حتما جویا بشید، چون همینطور که برای شما سوال پیش امده ایشون هم جوابهای کامل رو آماده کرده.
جمع بندی :
اینکه ایشون بخوان دوباره بیان اصلا دلیل بر بد دلی و مشکوک بودن ایشون نیست و احتمال میدم حتی علاقه ایندفعه شخص به شما نسبت به قبل بیشتر شده باشه.توصیه من اینه اینقدر پیشداوری نکنید و برای خودتون سناریو سازی نکنید و اگر تصمیم به قضاوت دارید اجازه بدید ایشون بیان و حرف هاشون رو بزنن و اگر مورد تایید اولیه قرار گرفت در دوره شناخت تحت نظر خانواده، ایشون رو از مشکلاتی مثل بدبینی و بد دلی و از این قبیل مورد سنجش قرار بدید.
این رو هم بگم که حالت های شما و سوالاتی که براتون پیش امده تقریبا عادیه (با کمی شدت بیشتر از عادی)، چون امر ازدواج امر مهمیه و شما باید سعی در مرتفع ساختن سوالاتتون در جایگاه مناسبش بکنید و اینقدر هم پیشداوری نکنید .پس خواشا ایراد بنی اسرائیلی نگیرید و جلسه خواستگاری رو بگذارید.









علاقه مندی ها (Bookmarks)