سلام مشکل من با خواهر و شوهر خواهرم هنوز حل نشده یه سال از ازدواجشون گذشته من توی این یه سال خیلی ستی کشیدم چون اونا اصلا مراعات نمیکنن من ازشون بزرگترم من باعث ازدواجشون شدم ولی فقط فکر خودشوون هستن من فبل ازدواج به خواهر و مامانم گفتم هفته ای دو شب بیاد ولی هر شب میاد من از لحاظ روحی خیلی اسیب دیدم دو بار به مامانم گفتم ولی جز گریه و اینکه مامانم با من قهر کرد نتیجه ای نداشت الان مامان و خواهرم میدونن من ناراحتم ولی کاری نمیکنن مامانم اصلا نمیخواد من کوچکترین اعتراضی بکنم طوری وانمود میکنه که من مقصرم . هر حرفی هم بذنم چه کار کنم ؟؟؟؟ توی این یه سال خیلی چیزها را ریختم تو خودم خسته شدم