چهكار ميكني؟
وقتي همسرتان روي مبل نشسته و با تلفن هوشمندش بازي ميكند، ناخودآگاه اين جمله را به زبان ميآوريد؟ ميدانيم منظورتان از اين كار تجسس كردن در كارهايش نيست اما جمله «چه كار ميكني؟» در ذهن همسرتان معنايي پيچيدهتر از آنچه فكر ميكنيد، دارد. او اين جمله را اينطور ميشنود: «چهكار ميكني؟ باز مشغول بازي با موبايلت هستي و به جاي اينكه با خانوادهات وقت بگذراني مشغول بازي شدهاي؟ چهكار ميكني؟
با غريبهها وايبربازي ميكني و وارد روابطي شدهاي كه اگر من بو ببرم حسابت را ميرسم؟ و. . . »باورتان ميشود كه يك مرد ميتواند از جمله ساده همراه با كنجکاوي شما چنين كابوسهايي را در ذهنش بسازد؟ اما بهتر است باور كنيد ساختار ذهن مردها به همين اندازه پيچيده و گاهي منفينگر است پس كنجكاوي كوچكتان را كنترل كنيد و با چنين جمله بياهميتي يك دعواي اساسي به پا نكنيد.
سلام
اولا عذرخواهي مي کنم که در بخش مقالات پيام گذاشتم .تا اين موضوع رو ديدم از خود بيخود شدم چون چند وقته خيلي ذهنمو درگير کرده
اين مطلب دقيقا مصداق من و همسرم هست. همسرمن کلا خيلي خونه نيست تقريبا ساعت ده شب مياد. اما کل عيد رو خونه بود و مدام سرش تو گوشيش بود من خودم رو سر گرم مي کردم که آرامشي رو که با کمک خدا و شما دوستان گلم مخصوصا آقاي خاله قزي به دست آورده بودم از دست ندم ولي واقعا ناراحت بودم حتي وقتي مهمون بوديم يا مهمون داشتيم هم مدام سرش تو گوشيش بود. الان هم که ديگه تعطيلات عيد تمام شده دوباره همش سرش تو گوشيشه و متوجه شدم دوباره يکي از برنامه ها رو روي گوشيش نصب کرده و خودشم عضو شده تا امروز خودم رو نگه داشتم تا چيزي نگم که دوباره اوضاع خراب شه و بيام اينجا و از شما کمک بخوام. که چطور بايد بهش بگم که ناراحت نشه و برداشت بد نکنه ..
(((قبلا تو تاپيک قبليم گفته بودم که من قبلا به همسرم خيلي اعتماد داشتم تا اينکه دو بار متوجه شدم حتي نيمه هاي شب هم با گوشيش کار مي کنه بار اول باز هم شک نکردم اما بار دوم متوجه شدم که عضو گروه هاي مجازي شده و اونجا با خانمها و آقايون که همشون هم غريبه بودند خيلي راحت صحبت مي کرد و سرگرم بود در صورتي که به من مي گفتم توي طول روز من سرم شلوغه خيلي بهم زنگ نزن وقتي زنگ مي زدم مي خواست زود قطع کنه و خودش هيچ وقت در طول روز به من زنگ نمي زنه. اما وقتي فهميدم من رو هم چند روز عضو اون گروه کرد که سياه ترين روزهاي عمرم بود.واقعا باورم نمي شد شوهرم اينقدر راحت با خانمهاي غريبه شوخي کنه و اونقدر باهاشون راحت بود که حتي يکي از اونها رو هم براي برادر من در نظر گرفته بود..اين من رو ناراحت مي کنه يعني من اينقدر براش عادي شدم که حوصله نداره با من حرف بزنه اما چه راحت با اينها برخورد مي کنه. به من مي گفتم من تحت تاثير قرار نمي گيرم و اگر بخوام کار خلاف کنم همين الان مي تونم برم تو خيابون دست يکيو مي گيرم ميارم و من اهل اين حرفها نيستم. اما توي همون گروه قبل از اين که من وارد بشم خانمي بوده که به همسرم علاقمند شده و درخواست دوستي داده بوده در صورتي که مي دونسته متاهله و دو تا بچه داره و همسرم از گروه اومده بوده بيرون و بعد از طرف اعضاي گروه اون خانم اخراج مي شود و دوباره همسرم به گروه بر مي گرده . مثلا خير سرشون اونها خودشون رو عين خواهر برادر مي دونستند . من مي دونم صرفا پيام دادن اشکال نداره اما مگر با همين پيامها نبود که يکي از خانمها عاشق همسر من شده . خوب همه ما انسانيم و خطا مي کنيم پس ممکن بود همسر من عاشق يکي بشه اما خودش قبول نمي کنه و مي گه تازه با اين کار فهميدم که خودم چه آدم محکمي هستم. البته همسرم بعد از اينکه من فهميدم و نتونستم تو گروهشون بمونم از گروه بيرون اومد و برنامه هاي نصب شده روي گوشي هر دومون رو پاک کرد و گفت ديگه نصب نمي کنم چون اگه نصب کنم بايد دوباره به اين کارم ادامه بدم . اما الان خودش دوباره نصب کرده)))
سرتون رو درد نيارم من با کمک خدا و شما دوستان همدردي به خودم اومدم و سعي کردم آروم شم و تاپيک خانم she و خانم سوده رو خوندم و فهميدم بايد 1- تمرکز رو روي خودم داشته باشم 2- توقع جبران از طرف کسي نداشته باشم و 3- منفعل نباشم. اما اين سومي رو خيلي موفق نيستم. اما آرامشي که خدا رو شکر الان تو زندگيم هست مديون شما هستم.
حالا کمکي رو که از شما مي خوام اينه که بهم کمک کنيد تا بتونم زندگيم رو اصولي درست کنم و اين طور نباشه که من هيچي نگم تا زندگيم آروم بمونه مي خوام منفعل نباشم و خوب صحبت کنم
و سوال ديگه اينکه اصلا مي خوام بدونم درخواست من بجا هست يا من بيش از حد حساسم .
اصلا من حق دارم که از همسرم بخوام کمتر با گوشيش کارکنه چون قبلا اصلا اهل اين حرفها نبود همش با گوشيش کارهاي ديگه مي کرد. مثلا هر روز به يه چيزي گير مي داد يه مدت همش تو بورس مي رفت يه مدت همش تمام کارهاي بانکي خودش و دوستاشو انجام مي داد الان هم که....
اصلا حق دارم که نخوام همسرم عضو اين گروه ها باشه
از تمام کساني که اين مطلب رو مي خونند عذر ميخوام چون واقعا خودم هم سرم درد گرفت اين قدر نوشتم ديگه شما که حق داريد.









علاقه مندی ها (Bookmarks)