به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 20

Threaded View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 27 تیر 98 [ 13:26]
    تاریخ عضویت
    1391-12-27
    نوشته ها
    37
    امتیاز
    5,242
    سطح
    46
    Points: 5,242, Level: 46
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 108
    Overall activity: 56.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    49

    تشکرشده 7 در 6 پست

    Rep Power
    0
    Array

    35 سالم شد احساس نابودی میکنم بعد از ازدواج ناموفق(جدایی در دوران نامزدی)

    با سلام
    سال نو رو به همه عزیزان تبریک عرض میکنم
    والا چی بگم دو سال پیش به اصرار خانواده و اطرافیان تصمیم جدی به ازدواج گرفتم البته قبلش چندین مورد بود رفتم خواستگاری به صورت سنتی و مشکل پسندی من و عدم تطابق فرهنگی و اخلاقی و سایر موارد نشد تا اینکه از طریق اینترنت با یه دختر آشنا شدم یه بار دیدمش ازش خوشم اومد الان فکر میکنم میبینم همین احساس از دست دادن وقت و موقعیت باعث شد زود تصمیم گرفتم با ایشون ازدواج کنم کور شده بودم من که قبلش هیچ تجربه ارتباط با جنس مخالف نداشتم زود خام شدم والا تقریبا من از هر نظر از ایشون بهتر بودم البته اینو الان متوجه شدم اون موقع جششم عقلم کور بود اطرافیان میدیدند ولی الان دارن میگن میخاستن من زود سرو سامون بگیرم
    عقدو خوندیم و بعد از سه ماه تو دوران نامزدی توافقی با 20 میلیون ضرر مادی و ضربه روحی جبران نشدنی خودمو بدبخت کردم

    احساس میکردم دارم وقتو از دست میدم و هر چی بمونم بدبخترو انتخابم محدود تر میشه و از یه طرف همه دوستان و فامیلای اطراف همسن و کوچیکتر از خودم ازدواج میکردن و من بیشتر احساس سرخوردگیی میکردم
    هر وقت کارت عروسی میومد خونمون این احساس بدبختی و بدشانسی خودمو بیشتر احاساس میکردم
    راضی نبودم و نیستم سال نو بیاد چون باز یه سال میره سنم و از طرفی هم هر کی میاد خونه میگه فلانی چی شد کی زن میگیری؟
    حالا فکرشو بکنی من حدود 2-3 سال قبل همچین احساسی داشتم ببیند الان بعد 3 سال دارم چی میکشم هیشکیم درکم نمیکنه خیلی محتاط تر شدم ولی دیگه کسی مثل سابق تحویلم نمیگره
    به حدا به مرگم راضیم از خدا میخام شب میخابم صبح بیدار نشم

    - - - Updated - - -

    ایتقدر تو خودمم که اطرافیانم نمیتونن درکم کنن مادر خواهرام فکر میکنن به خاط اونا دارم قیافه میگیرم یکی نیست بگه دردت چیه؟
    هر روزم به خاطر همین با مادرم دعوام میشه
    میخام زودتر سروسامون بگیرم از تنهایی و این وضعیت نجات پیدا کنم ولی نمیدونم چجوری

  2. کاربر روبرو از پست مفید peymaan تشکرکرده است .

    stu (دوشنبه 03 فروردین 94)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: دوشنبه 04 اردیبهشت 96, 00:33
  2. درخواست راهنمایی در خصوصی شدت بالای حساسیت بین فردیی (راه حل پرسشنامه کمالگرایی هیل)
    توسط آقای ام در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: پنجشنبه 13 خرداد 95, 19:05
  3. برای گرفتم تصمیم نهایی برای جدایی دور شدن کوتاه مدت مفید است یا مضر؟
    توسط فرخ رو در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: چهارشنبه 21 خرداد 93, 22:39
  4. تنهایی - 24 سالمه، نمی خواهم با کسی دوست بشم، تنهایی اذیتم می کنه
    توسط sara19 در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 30
    آخرين نوشته: پنجشنبه 23 آذر 91, 01:10

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 08:59 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.