با سلام
من وهمسرم حدود هشت ماه است که عقد کردیم وحدود یک ماه قبل از این که با ایشون عقد کردم باهم در ارتباط بودیم وایشون به من خیلی ابرازه علاقه میکرد همین موضوع واینکه من قبل لز اایشان کسی در زندگیه من وجود نداشت که به من ابرازه علاقه کنه باعث شد با ایشون عقد کنم حالا که هشت ماه میگذره من واقعا میدونم که خیلی دوستم داره ومن هم دوستش دارن ولی از برخورداش خسته شدم وبه جدایی فکر میکنم ایشون خیلی زود عصبانی میشن واصلا اجتماعی نیستن برخلافه من که آدمه پرحرف و برونگرایی هستم فردی درون گرااست ووضعیته مالی خیلی خوبی هم نداره وسطح خانوادشون از ما پایینتره احساس مکنم هرروز به خاطره برخوردهایه خودش واینکه همیشخ کارهاش غلطه نمیتونم بهش تکیه کنم وخوشبختم نمیکنه وهرروزهم علاقم بهش کمتر میشه وروز به روزاز ازدواجم پشیمونتر میشم دیگه خسته شدم احساس میکنم گیر افتادم واین فرد اونی که میخاستم نیست چیکار کنم خاهش میکنم کمکم کنید








علاقه مندی ها (Bookmarks)