به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 28

Threaded View

  1. #21
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    سه شنبه 05 تیر 03 [ 04:02]
    تاریخ عضویت
    1388-1-20
    نوشته ها
    1,530
    امتیاز
    37,798
    سطح
    100
    Points: 37,798, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger Second ClassSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    5,746

    تشکرشده 6,060 در 1,481 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    276
    Array
    سلام دوست جونا

    ببخشید من با تاخیر اومدمف این روزا خیلی سرم شلوغه

    علت به تعویق انداختن کارهای من دقیقا اینه :

    ما کاملا آگاهانه داریم کاری رو انجام میدیم و در واقع ته دلمون به یه چیزی قرصه که نمیخوایم یه کاری رو انجام بدیم. مثلا خیالمون راحته که اتفاق بدی نمی افته اگه مثلا مقاله ام نصفه باشه و خوب کسی که دارم کارو بهش تحویل میدم قرار نیست واقعا در صورت نصفه بودن من رو اخراج کنه یا تنبیه سختی در انتظارم نیست یا چه میدونم پاداشش در خور توجه نیست.
    من تو پست قبلیم گفتم که از زمانی که رفتم دانشگاه واسه درس اینجوری شدم. سیستم امتحانای ما به این شکل بود که چه کلی درس می خوندی چه فقط چند تا فصل رو شب آخر می خوندی آخرش تقریبا به یک اندازه و با اختلاف خیلی کم نتیجه می گرفتی. یک ترم من و دوستم تعطیلی ها و کل ترم رو نرفتیم خونه و از اول درس خوندیم هر دو با هم رتیه دوم شدیم با معدل 13.44 ترم های بعد من نصف اون ترم هم درس نخوندیم ولی معدلمون بهتر شد. در مورد امتحانا و پروژه ها و .... هم همیشه تو دقیقه 90 یا کنسل شده یا وقتش تمدید شده، حتی بارها پیش اومده که ددلاین یه کنفرانس معتبر تمدید شده و خلاصه یه عالمه مثالای از این دست.
    من به دلیل کمالگرایی که دارم دوست دارم کارم بهترین بشه و معمولا از نظر فکری استارت کار رو از همین اول بازه ای که وقت دارم میزنم مثلا من قراره دو هفته دیگه کاری رو تحویل بدم و می دونم که یک شب وقت میگیره ولی چون میخوام به بهترین شکل تحویلش بدم از روز اول یه بررسی هایی در موردش میکنم و استرسم رو در واقع شروع میکنم ولی به دلیل اینکه یه جورایی تو ذهنم نهادینه شده که اگر من تا شب آخر هم کار رو عقب بیاندازم اتفاق خاصی نمی افته، با یک گراند ذهنی ار اون کار، دو هفته رو به فعالیت های دیگه اختصاص می دم تا واقعا بشه شب آخر که هیچ گزینه ای دیگه ای روی میز نیست بجر همون کار.
    مضرات این کار استرس فراوان در طول دو هفته، تمام فعالیت های دیگه م یه جورایی زهر میشه چون همش به اون کار هم فکر میکنم و استرس شب آخر که دیگه فکر کنم همه تون تجربه اش کردین و در نهایت نتیجه کارم هم 100 نمیشه. البته بد هم نمیشه و اکثرا هم ازش تعریف میشه (من خودم می دونم که تواناییم خیلی بیشتر از اون چیزی هست که ارائه دادم و عذاب وجدان دارم بابتش) و همین باعث میشه که من اون همه استرس رو فراموش کنم و دوباره وارد همون سیکل معیوب بشم.

    حالا با این توضیحات چه جوری باید خودمو درمان کنم؟

  2. 6 کاربر از پست مفید صبا_2009 تشکرکرده اند .

    m.reza91 (یکشنبه 24 اسفند 93), sara 65 (سه شنبه 05 خرداد 94), فرشته اردیبهشت (یکشنبه 24 اسفند 93), آویژه (یکشنبه 24 اسفند 93), شکوه (یکشنبه 24 اسفند 93), شیدا. (پنجشنبه 28 اسفند 93)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 08:34 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.