سلام دوست جونا
ببخشید من با تاخیر اومدمف این روزا خیلی سرم شلوغه
علت به تعویق انداختن کارهای من دقیقا اینه :
من تو پست قبلیم گفتم که از زمانی که رفتم دانشگاه واسه درس اینجوری شدم. سیستم امتحانای ما به این شکل بود که چه کلی درس می خوندی چه فقط چند تا فصل رو شب آخر می خوندی آخرش تقریبا به یک اندازه و با اختلاف خیلی کم نتیجه می گرفتی. یک ترم من و دوستم تعطیلی ها و کل ترم رو نرفتیم خونه و از اول درس خوندیم هر دو با هم رتیه دوم شدیم با معدل 13.44ما کاملا آگاهانه داریم کاری رو انجام میدیم و در واقع ته دلمون به یه چیزی قرصه که نمیخوایم یه کاری رو انجام بدیم. مثلا خیالمون راحته که اتفاق بدی نمی افته اگه مثلا مقاله ام نصفه باشه و خوب کسی که دارم کارو بهش تحویل میدم قرار نیست واقعا در صورت نصفه بودن من رو اخراج کنه یا تنبیه سختی در انتظارم نیست یا چه میدونم پاداشش در خور توجه نیست.ترم های بعد من نصف اون ترم هم درس نخوندیم ولی معدلمون بهتر شد. در مورد امتحانا و پروژه ها و .... هم همیشه تو دقیقه 90 یا کنسل شده یا وقتش تمدید شده، حتی بارها پیش اومده که ددلاین یه کنفرانس معتبر تمدید شده و خلاصه یه عالمه مثالای از این دست.
من به دلیل کمالگرایی که دارم دوست دارم کارم بهترین بشه و معمولا از نظر فکری استارت کار رو از همین اول بازه ای که وقت دارم میزنم مثلا من قراره دو هفته دیگه کاری رو تحویل بدم و می دونم که یک شب وقت میگیره ولی چون میخوام به بهترین شکل تحویلش بدم از روز اول یه بررسی هایی در موردش میکنم و استرسم رو در واقع شروع میکنم ولی به دلیل اینکه یه جورایی تو ذهنم نهادینه شده که اگر من تا شب آخر هم کار رو عقب بیاندازم اتفاق خاصی نمی افته، با یک گراند ذهنی ار اون کار، دو هفته رو به فعالیت های دیگه اختصاص می دم تا واقعا بشه شب آخر که هیچ گزینه ای دیگه ای روی میز نیست بجر همون کار.
مضرات این کار استرس فراوان در طول دو هفته، تمام فعالیت های دیگه م یه جورایی زهرمیشه چون همش به اون کار هم فکر میکنم و استرس شب آخر که دیگه فکر کنم همه تون تجربه اش کردین و در نهایت نتیجه کارم هم 100 نمیشه. البته بد هم نمیشه و اکثرا هم ازش تعریف میشه (من خودم می دونم که تواناییم خیلی بیشتر از اون چیزی هست که ارائه دادم و عذاب وجدان دارم بابتش) و همین باعث میشه که من اون همه استرس رو فراموش کنم و دوباره وارد همون سیکل معیوب بشم.
حالا با این توضیحات چه جوری باید خودمو درمان کنم؟








ترم های بعد من نصف اون ترم هم درس نخوندیم ولی معدلمون بهتر شد. در مورد امتحانا و پروژه ها و .... هم همیشه تو دقیقه 90 یا کنسل شده یا وقتش تمدید شده، حتی بارها پیش اومده که ددلاین یه کنفرانس معتبر تمدید شده و خلاصه یه عالمه مثالای از این دست.
میشه چون همش به اون کار هم فکر میکنم و استرس شب آخر که دیگه فکر کنم همه تون تجربه اش کردین و در نهایت نتیجه کارم هم 100 نمیشه. البته بد هم نمیشه و اکثرا هم ازش تعریف میشه (من خودم می دونم که تواناییم خیلی بیشتر از اون چیزی هست که ارائه دادم و عذاب وجدان دارم بابتش) و همین باعث میشه که من اون همه استرس رو فراموش کنم و دوباره وارد همون سیکل معیوب بشم.


علاقه مندی ها (Bookmarks)