سلام دوست عزیز
نفس عمل شما خوب و زیبا بوده و آثار خوبش رو هم در نهایت خواهی چشید (چه جدا بشی چه سازش کنی) . ولی بهتر بود محتوای صحبتت رو به شکل دیگری تنظیم می کردی . ولی نگران نباش همچنان کار خوبی کردی که صحبت کردی . . .
به هیچ عنوان نباید به خواستگارهای جدیدت اشاره می کردی . این تیر خلاص به رابطه فعلی شما هست . شاید شما به هیچ عنوان به اون خواستگارها فکر نکرده باشی ولی وقتی در حضور شوهرت به این موضوع اشاره می کنی ، در واقع داری به رابطه تیر خلاص میزنی . حالا توی این شرایط که کارت بیخ پیدا کرده دیگه این اشتباه خیلی بد میشه . . .
در درجه بعدی کیانا درست میگه . شما نباید انقدر به ایشون پر و بال بدی . نه به رابطه تیر خلاص بزن (خواستگار داشتن) و نه امید زیادی بده (دفعه دیگه تنها نمیام بیرون) . . .
اما فعلاً بهتره از موضع تعیین تکلیف رابطه صحبت کنی . یعنی قرص و محکم از شوهرت بخای که مرد و مردونه تکلیف رابطه رو روشن کنه . اگه جواب درستی به شما نداد ، بش بگو که علی رغم میل باطنی ممکنه مجبور بشی که برای تعیین تکلیف ، راهی دادگاه بشی و مثلاً مهریه اجرا بزاری . به شوهرت بگو که اصلاً موضوع تهدید نیست . بگو که از دادگاه کشی و اجرا گذاشتن مهریه متنفر هستی ولی باید تکلیف رابطه روشن بشه . بگو که تمایل قلبیت اینه که کار با گفتگو حل بشه و هر چی که به صلاح هست بدون دادگاه مشخص بشه . بگو دیگه اصرار نداری که حتماً کار به سازش برسه ولی اصرار داری که تکلیف روشن بشه . . .
اگه باز هم به شما پاسخ درستی نداد و مثل یک مرد برخورد نکرد ، شاید من به شما توصیه کنم که راهی دادگاه بشی . شاید !
فقط یادت باشه که این جمله خیلی اهمیت داره و خیلی معنا داره و باید بگی و باید موضع واقعیت هم همین باشه : «بگو دیگه اصرار نداری که حتماً کار به سازش برسه ولی اصرار داری که تکلیف روشن بشه»








علاقه مندی ها (Bookmarks)