به نام خدا..............
امیدوارم ان شالله با خبر های خوبی بر گردی...........همه ی ما منتظریم ببینیم چه اتفاقات جدیدی برای دوست خوبمون افتاده..........
باران جان احتمالا ایشون همون حرفها رو باز تکرار می کنن و تنها سلاح شما برای پاسخ دادن به ایشون همون آرامشه.........آرام باش.........خونسرد...........بذار بی خودی بودن حرفاش رو از نگاه ارامت متوجه بشه............وقتی داره اینها رو میگه لزومی نداره نگاش کنی.......گریه کنی......جواب بدی.....سرت رو بنداز پایین و آروم با تکون سر تاییدش کن ولی چیزی در تاییدش نگو....هر وقت هم حرف شیرینی زد یه لبخند شیرین مهمونش کن.........
اما کلا معتقدم و حس میکنم وقتی کسی پی طلاق رو به تنش میماله و میاد بهانه میگیره و در مقابل تواضعت ناز میکنه..........چون دلش هوای تازه.............زن تازه..........فضای تازه میخواد.........دلش میخواد به جای تعمیر رابطه ی خراب دوباره از نو بسازه..........در این شرایط که اغلب پسرها بعد از یه قهر چند ماهه بخاطر تخریب شخصیتی شما پیش خانوادشون و محیط(فامیل) تصمیم میگیرن قید زندگی رو بزنن و فک میکنن چقدر خوب که اونم بهانه دستم داده.....پس بیا تفاهمی طلاق بگیریم..........نگران نباش ،همه ی مردها این فکر به سرشون میزنه.............و چون جزء طبیعت رفتاریشون به زعم من،پس نباید نگران بود........اما اینجا برخورد شما بسیار مهمه.......
باید طی اخرین ارتباط به همسرت بفهمونی شما خواستار ادامه ی زندگی با این وضع نیستی ولی دلتم نمیخواد زندگیت رو نابود کنی........به نظرم مدام شل کن و سفت کن در بیار......
مثلا......تو اگه واقعا زندگیمون رو نمیخوای منم تسلیمم،هر جور صلاح میدونی..........من تابع تصمیم تو هستم (خودت رو بهش تحمیل نکن......)....اینجا خیلی اصطراب میگیره که باید خودش زندگیش رو نابود کنه.......بعد یه جای دیگه به این اشاره کن،من بعد از تو باید استقلال مادی داشته باشم،هر چقدر میتونی از مهریم رو بده،خیلیم ازت ممنونم.....تو هم حتما دلت میخواد من بتونم زندگی خوبی بعد از تو داشته باشم......این یه تهدید محترمانه هست که بفهمه باید تاوان لطمه ای که زده و داره ازش فرار میکنه رو بده.............(اینجا خودش تا ته خط رو میره)
و البته لازمه باز یه جایی اشاره کنی..........این کم شانسی منه که نتونستم پسر محترم و با شخصیتی مثل شما رو از خودم راضی کنم.......و دیگه تماما آرامش..........
دو حالت داره.......1) لحنش عوض میشه و همه چیز رو به باسازی میره....نم نمک.........شما اس ام اس میدی.....یواش یواش رابطه رو ترمیم میکنی.......اونم هوای رابطه با شما دوباره تو ذهنش میپیچه و ........نم نمک درست میشه.........در این مرجله نپرداختن شما به مشکلات پیش از این بسیار مهمه...........باید یه مدت خوش باشین........این مدت خوش بودن برا بعضی ها یه هفتست و برا بعضی ها سه ماه..............و بعد به ترمیم ارتباطات پیرامون بپردازید.................
2)اگر همه این کارا رو کردی و شوهرت از ارتباط باهات واهمه داشت...........یا زیر بار ترمیم نرفت.......تازه میشی شرایط من.........که باز اینبار باید دوباره چند ماه صبر کنی ولی دیگه نشانی از خودت نذاری...........که اگه خودش برگشت که چه بهتر...........و اگر بر نگشت باید راهی که ارام68 رفته رو ما هم بریم...........به هر حال باید کارهای بالا رو کنی.............و الان که ارتباط گرفتی باید در هر سه حوزه ی 1)انتقال تصمیم گیری به ایشون 2)یادآوری محترمانه و زیرکانه ی مهریه 3)تصویر پردازی یک آینده که سعی در بازگشت از اشتباهاتت داری
رو به ایشون نشون بدی و ایشون رو وادار کنی به این حوزه ها برای تفکر ورود کنن..........و این باعث میشه بار روانی زیادی رو از دوش مغزت برداری.........پس به نظرم حتما این کارها رو کن......
امیدوارم ایشون راه بازگشت رو پیش بگیرن................گلم خیلی هم نگران تکرار رفتار بعد از برگشتشون نباش..........چون تو این مرحله اگه بر گردن دیگه سعی میکنن تکرار نشه که باز 5 ماه زندگیشون رو هوا باشه.........
امیدوارم صدای خنده هات تو فضای سایت طنین انداز شه............
راستی اگه دوس داشتی به آدرس hamdardha22@gmail.com ایمیل بزن.........میخوام یه گروه تو وایبر یا واتس آپ از همه ی کسایی که وضع مشابه خودمون رو دارن و تو مراحل دیگه ای قرار دارن و میتونه برای ما مفید باشه تجربشون تشکیل بدم......








علاقه مندی ها (Bookmarks)