به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 28

Threaded View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 24 آبان 94 [ 11:02]
    تاریخ عضویت
    1393-12-12
    نوشته ها
    9
    امتیاز
    233
    سطح
    4
    Points: 233, Level: 4
    Level completed: 66%, Points required for next Level: 17
    Overall activity: 28.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class100 Experience Points7 days registered
    تشکرها
    17

    تشکرشده 14 در 8 پست

    Rep Power
    0
    Array

    زندگیم مختل شده دیگه نمیدونم باید چکار کنم

    سلام اومدم اینجا فقط حرفای دلمو بنویسم چون دلم خیلی پره من یه پسر 23 ساله هستم و دانشجو من از اواخر دوم دبیرستان
    به خود ارضایی دچار شدم بدون اینکه حتی بدونم اسمش چیه وقتی فهمیدم که واقعا دیگه واسم عادت شده بود و بهش اعتیاد پیدا کردم تا پیش دانشگاهی که عوارضشو نشون داد مثل افت تحصیلی لاغری و گودی زیر چشم من سر این قضیه زیباییمواز دست دادم من قبل از این کار پسر باهوش و خوشتیپی بودم اما این کار منو کامل از بین برد اعتکاد به نفسم رسید زیر زیر صفر حتی نمیتونستم سرمو بالا بگیرم تو دانشگاه همش متلک و نگاههای دخترا ازارم میداد و هنوزم میده مثل خوره میفته به جونم همین دیروز کلاس داشتم تو کلاس دختره بهم گفت اه اه قیافشو چقدر زشته اونقدر بلند گفت که همه شنیدن اینقدر خجالت کشیدم که میخواستم بمیمرم من بخاطر اینکار زیر چشام خیلی سیاه شده
    الان که دارم اینو مینویسم 146 روز ه گذاشتم کنار حتی تو خوابم مواظبم به چیزای تحریک کنننده فکر نکنم چه برسه تو بیداری با خودم گفتم ترک کنم حتما خوب میشم و میشم همون ادم قبلی ولی حالا هیچ امیدی ندارم وقتی همکلاسیامو میبینم
    که راحت میگن و میخندن حسرت میخورم دیگه خسته شدم یه بیرون رفتن یه سر کلاس رفتن بدون استرس و اضطراب واسم شده ارزو از خدا خواستم فقط ببرم من این دنیا فقط برام عذابه عذاب همش مسخره شدن همش تحقیر شدن همش نگاههای سنگین و عذاب اور چقدر باید تاوان بدم تا کی تاوان بدم ???? دیگه خسته.شدم.بخدا اگه بخاطر پدر ومادرم نبود دانشگاهو و زندگی همرو ول میکردم میرفتم خودمو میکشتم خلاص میشدم
    دیگه از هیچ چیز زندگیم.لذت نمیبرم دلمرده شدم اینا رو گفتم که فقط یکم از بار سنگینی که سالهاست رو دوشمه کم شه.همین

  2. 2 کاربر از پست مفید خسته ام خیلی خسته تشکرکرده اند .

    khaleghezey (سه شنبه 12 اسفند 93), شیدا. (سه شنبه 12 اسفند 93)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 00:17 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.