موهی جونم خب شما ظاهرا همسرت به این قطع ارتباط راضیه اما متاسفانه یا شایدم خوشبختانه همسر من با اینکه میدونه واقعا خونوادش مقصر هستن اما همیشه میگه اونا خونوادمن و من دلم میخواد ببینمشون بیشترم واسه پدرمادرش
اگر منم نمیدیمشون خیلی راحت بودم اما نمیشه
این حرفتونم خیلی خوبه که گفتید به همسرم گفتم تا الان هر كاري ميكردم كه خانوادت دوستم داشتهباشن اما وقتي ميبينم اونا من و نميخوان پس منم ديگه تلاشي واسه جلب اونا نميكنم
دقیقا منم همین تصمیمو گرفتم البته کاری نمیکنم که مشکلی پیش بیارم یاحرفی بزنم که کدورتها بیشتر شه اما برای اینکه اونا منو دوس داشته باشن یا اینکهنظرشونو راجع به خودم عوض کنم
دیگه کاری نمیکنم واسمم دیگه حس اونا مهم نیست همونطوری که حس من واسه اونا مهم نیست کلا تصمیم گرفتم کاملا بیخیالشون بشم چون نصف زجری که میکشیدم واسه این بود تلاشهام جواب نمیداد و اونا رفتارشون و طرز تفکرشون تغییر نمیکرد وقتیتلاشی نکنم توقعیم ندارم به همین راحتی
اینم که گفتی بقیه ادما سیاه لشکر زندگیه ادمن جالب بود برام این تعبیر
دلم میخواد واقعا برام سیاه لشکر بشن دلم میخواد دیگه اصلا بهشون فکرنکنم و برام مهم نباشن
اینقدر تکرار میکنم که باورم بشه مهم نیستن و نباید باشن
اگه عیدو با خوشی برگردم و بتونم باهاشون کنار بیام یعنی پله اول که خیلیم بلنده رو موفق شدم رد کنم تا اونموقع باید رو خودم کار کنم








علاقه مندی ها (Bookmarks)