همه چیز بستگی به طرز فکر خودتون داره یکی هست میگه من همیشه دلم میخواسته باحجاب باشم اما همیشه اهمال کردمو وقتی چیزی میبینم که خوشکله ولی کاملا پوشیده نیست
نمیتونم مقاومت کنم این مدل ادمها اگر تو شرایطی قرار بگیرن که مجبور باشن بیشتر رعایت کنن معمولا خیلی راحت اینکارو میکنن
اما یه سری دیگه هستن که اعتقادی به حجاب ندارن یا اگرم دارن به یه حجاب کامل اصلا اعتقاد ندارن یعنی اینجوری بار اومدنو ازین قضیم خوشحالن اینا به هر دلیلی که بخوان حجابشونو تغییر بد ننمیتونن اگرم انجامش بدن ازش زجر میکشن
من از حرفاتون حس کردم شما جزو دسته اول نیستی
من خودم این قضیه جزو اولین اولویت هام بود یعنی اگه کسی از هر لحاظ بیست بود اما میخواست گیر بده به حجاب ثانیه ای روش فکر نمیکردم نه که فکر کنیدالان پوشش من
چطوریه که این قضیه چقدر واسم مهم بوده نه اتفاقا من خودم خیلی چیزاواسم مهمه و رعایت میکنم خیلی چیزام از نظرم مهم نیستو رعایتش نمیکنم میخواستم کسی باشه که به نظرم و
سلیقم احترام بذاره و مجبور نباشم مدام نگران این باشم مبادا که این لباس یا ارایش همسرمو ناراحت کنه خوب من فکر میکردم این قضیه 90% شخصیه و سهم همسر باید کمتر از ده درصد باشه بخاطر همین این مهمترین خط قرمزم بود کسی که ردش میکرد بلافاصله رد میشد پس ببینید فکر خودتون چطوریه
من خودم این قضیه رو با همسرم در میون گذاشتم که همسرم گفت اصلا این چیزا واسش مهم نیست حتی خیلی هم به حجاب انچنانی اعتقادی نداره با اینکه ازون ادمهای تقریبا معتقد هم هست البته خوشبختانه ازون دسته که اعتقاداتشون فقط ظاهری نیست و قلبیه
ایشون ازم خواستن اگر هرجا پدرشونو دیدم حجابم کامل باشه چون ایشون رواین قضیه حساسه
اما من بازم این قضیه رو هر چی فکر کردم دیدم نمیتونم قبول کنم .وباایشون در میان گذاشتم و حتی بخاطراین تفاوت دیدگاه وفرهنگ خونواده بهشون جواب منف یدادم اما باز ایشون گفتن هرطور راحتی اگه دوس نداری مجبور نیستی
حالا اینارو چراگفتم؟
ببینید من الان هروقت پدرشوهرمو میبینم حتی از همون اول خواست همسرموانجام دادم با اینکه دوس نداشتم ولی چون مجبور نبودم اینکارو تونستم بکنم اما اگه مجبور بودم قطعا اینکارو نمیکردم چرا؟چون قضیه حجاب نیست قضیه اون احترامیه که دلم میخواست همسرم برا فکرو خواستم قائل باشه
یا یه مثال دیگه بزنم من همه جور لباسی دارم از بلندو پوشیده تاکوتاهو بی حجاب اما خودم میدونم هر کدومش جاش کجاست دلم نمیخواد کسی دغدغش بشه سلیقه وطرز لباس پوشیدنه
من دلم میخواد ازاد باشم دلم میخواد اگه یه جایی دلم خواست مانتو کوتاه بپوشم بتونم اینکارو بکنم و این برام خیلی لذت بخشه دلم نمیخوادکسی برام حدو حدود تعیین کنه چون من خودم واسه خودم حدو حدود هایی دارم ولاز منمیدیدم کسی بخواد برام تعیین تکلیف بکنه همین الان اگه همسرم از لباسی خوشش نیادو به نظرش مناسب نباشه من هیچوقت نمیپوشمش هیچوقت
چون منم برا احساس اون احترام قائلم همون طور که اون هست اما دلم نمیخواد عوض بشم کلا
مثلا تو این سه ساله فقط یکبار همسرم بهم گفت من ازین مانتوت خوشم نمیاد وقتی پرسیدم چرا گفت یه ذره چسبانه وکوتاه رنگشم خیلی جلب توجه میکنه چون قرمز بود اون مانتو با اینکه نووخیلیم گرون بود و خودشم موقع خریدش حضور داشت امامن دیگه هیچوقت نپوشیدمش چون همسرمم خیلی جاها به خواست من احترام گذاشته بود ومن با کمال میل اینکارو کردم اما اگه مجبورم میکرد مطمئنم یا قبول نمیکردم یا اگه قبول میکردم همیشه حسرت میخوردم ولی همسرم فقط گفت خیلی خوشم نمیاد اما اگه دوسش داری بپوش این احترامی که تو حرفش بود واسم مهم بود نه اون مانتو یا هر لباس دیگه
اینم بگم تغییر کردن زیاد و از رو اجبار هیچوقت خوشایند نیست وهمیشم با حسرت همراهه
هربار که از همسرت چیزی بخوای و اون به خواسته تو اهمیت نده تو احساس حسرتو سرخوردگی بهت دست میده که پس چرا من اینهمه تغییر کردم پس اگه واقعا میدونی سختته هیچوقت قبولش نکن حتی اگر مجبور شدی یه موقعیت خوبو از دست بدی البته این نظر منه چون خودم ازین قضیه که همسرم ازین لحاظ همراهمه خیلی خوشحالم
این یه واقعیته که همینجوریش خرید وپیداکردن چیزای دلخواه سخت هست وایبحال اینکه یکیم بالا سر ادم باشه که بخواد نمره بده دیگه هیچی
برات ارزوی خوشبختی دارم








علاقه مندی ها (Bookmarks)