به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 56

Threaded View

  1. #28
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 14 تیر 95 [ 11:49]
    تاریخ عضویت
    1393-10-25
    نوشته ها
    47
    امتیاز
    2,186
    سطح
    28
    Points: 2,186, Level: 28
    Level completed: 24%, Points required for next Level: 114
    Overall activity: 11.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    222

    تشکرشده 59 در 26 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سوده جان از نوشته هات مهربونی میباره . ممنون عزیزم بابت نوشته های با محبتی که برام میزاری.



    امروز حالم خوب نیست.


    یک کلاس مهارت های زندگی ازاین حرفا که یکی از دوستام بهم معرفی کرده بود رفتم.
    بیشتری ها زن و شوهر اومده بودن اما من فقط خودم بودم .


    اونجاهایی که از آقایون میخاست مراعات یک سری مسایل بکنند،من اذیت میشدم!از چیزایی صحبت میکرد که من نداشتم.
    اونجایی که برای خانوم ها راهنمایی میکرد،کلافه میشدم،حرفایی میشنیدم که احتیاج داشتم زودتر بدونم.
    کلاسش ازم خیلی انرژی گرفت.
    از یک طرف حرفایی که میزدن و از طرف دیگه زن و شوهرایی که میدیدم کنار هم خوشحالن.


    به نظرم انعطاف کمی دارم و تحمل سختی های زندگی مشترک ندارم!
    فکر میکردم وقتی ازدواج کنم سختی های زندگیم کمتر میشه!اما مث اینکه اشتباه میکردم.
    نمیدونم بعضی از خانوم ها چطور راحت یک سری مسایل میپذیرن.
    چرا من نتونستم به همسرم اعتماد کنم ؟
    نمیدونم چرا هیچکدوم از رفتارها و تصمیماتش از ته دل نمیتونستم بپذیرم.انگار به نظرم همیشه اون غلط فکر میکردو به کمک نیاز داشت و من وظیفه خودم میدونستم آگاهش کنم!
    شاید بخاطر این بود که میدیدم حرفای مامان و خواهرش مث طوطی برای من تکرار میکنه.


    دلم میخاد برم تو یک جزیره تنهایی با خودم باشم.خسته شدم از این روابط بین انسانی!
    جدیدا با هرکی صحبت میکنم متوجه بعضی از لغات نا مناسب یا لحن تند خودم میشم و این اذیتم میکنه!
    این روزا سر مسایل کوچیک سریع عصبی میشم.

    میدونید:


    یکی از خاستگارای قبلیم آشنامون هست. الان که گاهی میبینمش فقط میخام برم بمیرم.البته ازدواج کرده!اما مدل نگاهش به من یکجوری هست،شایدم من اینجوری فکر میکنم!
    دوست دارم همسرم با پای خودش برگرده ، الان احتیاج دارم کنارم باشه.دلم نمیخاد خودم برم سمتش.


    دوستان
    اینجا تو هر تاپیک چندتا پست میشه گذاشت؟
    بنظرتون اگربخوام در مورد کمک برای اصلاح رفتارهای خودم سوال بکنم همینجا بنویسم یا یک تاپیک دیگه شروع کنم؟؟

  2. کاربر روبرو از پست مفید رها68 تشکرکرده است .

    سوده 82 (پنجشنبه 30 بهمن 93)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. برم سمت دارو درمانی؟
    توسط گل همییشه بهار در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 10
    آخرين نوشته: دوشنبه 10 اسفند 94, 04:55
  2. کتاب چی خوندی؟
    توسط mohamad.reza164 در انجمن معرفی کتب روانشناسی
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: چهارشنبه 11 آذر 94, 21:08
  3. کتاب چی خوندی؟
    توسط mohamad.reza164 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: سه شنبه 03 آذر 94, 16:37
  4. چرا باید کمی اشتباه بکنی؟
    توسط khaleghezey در انجمن شخصیت
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: دوشنبه 13 مهر 94, 12:43
  5. اظهار تمایل همکار خانم به ازدواج و نحوه رد بدون دلخوری؟
    توسط sayrex در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 30
    آخرين نوشته: چهارشنبه 29 شهریور 91, 23:38

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 05:48 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.