سلام الان نزدیک به چهار سال با همدردی همرا هستم و میام اینجا میگم مشکلاتومو و میشنویم
الان چند وقتی حوصله ام از بین داره میره..... همه مشکلاتم با هم تلنبار شده
هر دفعه میام یکیشو حل کنم یکی دیگه به وجود میاد ..... موندم دیگه چه کار کنم
الان چند وقته مادرم حریف بردارم نمیشه به دلیل مصرف مشروب.... از طرفی پدرم اعتیاد داره یک بیماری صعب العلاج ... که هر ماه باید بره دکترو آمپول بزنه ... دو خواهر دارم که هر کدوم خواستگار میان به دلایلی واهی میرن و برنمیگردند... از طرفی شوهرم داره درس میخونه کلی غر و اعصاب خودکنی برام باقی گذاشته و کارش م که از همه بدتر حقوق نمیدن یک طوری بهم میریزه ....تبعیضه های که برام من و جاری قائل شدن یک طرف .... دیگه تموم کردم و تموم شدم... نمیدونم چه کار کنم .... چه راهیی پیش بگیرم ....
خسته درمانده شدم نمی دونم چه فکری به حال خانواده ام کنم ... و اشکهای مادرم.... و چه حالی به فکری به خودم ... که اشکهای خودم جاری نشه ...
برید م
![]()










علاقه مندی ها (Bookmarks)