اجازه بدید منم تجربه خودم رو اینجا بگم. من خیلی دوست داشتم همسرم معنوی باشه. خودمم خیلی به عرفان و معنویت علاقه داشتم و به مادیات زیاد اهمیت نمی دادم. از قضا مادرم دختری رو معرفی کرد که بعد از اینکه خواستگاری رفتم متوجه شدم خیلی معنوی و اهل دل هست. خیلی خوشحال بودم ولی این خوشحالی من زیاد دووم نیاورد.ایشون طوری با من برخورد می کرد که انگار من فقط دنبال مادیاتم و بویی. از معنویت نبردم و این برای من خیلی سخت بود. من که خودم اصلا به مادیات اهمیت زیادی نمی دادم متهم شدم که اولویت اولم مادیات هست چرا چون تلاش می کردم کار کنم و ... .
الان که پست های شما رو می خونم خیلی شبیه افکار اون دختر خانم هست. من نمی تونم با این پست ها در مورد شما قضاوت کنم ولی خواستم بدونید که بعضی مواقع معنویت و عرفان هم باعث خودبرتر بینی و قضاوت نا صحیح در مورد دیگران میشه.
مواظب باشید از این راه آسیب نبینید. چون نشانه هایی از این وضعیت به نظرم در نوشته هاتون وجود داره.








علاقه مندی ها (Bookmarks)