به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 15

Threaded View

  1. #9
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 09 آبان 96 [ 21:39]
    تاریخ عضویت
    1393-9-22
    نوشته ها
    9
    امتیاز
    2,390
    سطح
    29
    Points: 2,390, Level: 29
    Level completed: 60%, Points required for next Level: 60
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    31

    تشکرشده 21 در 6 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام

    نقل قول نوشته اصلی توسط رزا نمایش پست ها
    سلام...

    منظور شما از اینکه نامزد بودید یعنی چی؟؟ یعنی رسما نامزد بودید عقدی کردید؟؟

    شما از دختر خانوم که نامزدتون بوده نپرسیدید علت اینکه باهاتون بهم زده چی بوده؟؟ حتما چون بهتون علاقه نداشته! پس چرا میخواسته باهاتون ازدواج کنه و چند ماه نامزدتون بوده؟

    بعد تو پست آخرتون که فرمودید دوست پسرش که پنهانی باهاش ارتباط داشته اومده از شما عذر خواهی کرده..چرا؟؟ یکم این قسمت برای من مبهم بود..

    اثرات اون رابطه هنوز تو ذهن شما باقیست چون چیزی در رابطه شما وجو داشته که حل نکرده باقی مونده...
    ممنون از اینکه نظر خودتون رو بیان کردید. منظورم از نامزدی اینه که به صورت رسمی حلقه برده بودیم و همه در جریان بودن ولی عقدی در کار نبود. به گفته خود دختر خانم والدینش مجبورش کرده بودند.

    کسی هم که باهاش رابطه پنهانی داشت به گفته خودش به خاطر عذاب وجدان (چون خیلی مذهبی بود) اومد معذرت خواهی(به قول خودش حلالیت طلبیدن). مثل اینکه اونم بعد از من سر کار رفته بود و بعد از دو سال رابطه پنهانی وقتی که خواستگاری رفته بود بهش گفته بودن که دخترشون نامزد داره!!!! و اون دختر هم ارتباط شو با اون قطع کرده بود.

    آره برای من حل نکرده باقی مونده.

    نقل قول نوشته اصلی توسط omidoooo نمایش پست ها
    شاید احساس میکنی باتو بازی کردن و دلت شکسته اما به نظر من شاید دلیلش اینه که خود پدر و مادرت هم شیفته اون دختر نبودن و فقط علاقه داشتن که با دختر یکی از اقوام ازدواج کنی و با غریبه داحت نبودن و ازدواج فامیلی رو ترجیح میدادند و بساط عقد نامزدی شما رو فراهم کردن تا شانسشونو امتحان کنند نمی دونم به نظر من اینو یه جور جواب منفی معمولی بدون خود دختر هم که میگفته زیاد علاقه ای نداره احتمالا خانوادت هم انتظار نداشتن که بهش اینجور علاقه مند شی

    - - - Updated - - -

    شایدم مثل من از عاشق شدن دوباره میترسی دیگه به کسی اعتماد نداری و اعتماد به نفستو از دست دادی
    نظر پدر و مادرمو نمی دونم که واقعا چی بود.

    شاید حق با شما باشه و اعتماد به نفسم رو از دست داده باشم و از عاشق شدن دوباره می ترسم. اینو میدونم که یک چیز خیلی منو داغون کرد و اون اینکه والدین اون دختر خانم گفتن که از زمان نامزدی ما، اون دختر خانم از غصه چند کیلو لاغر شده. یعنی من اینقدر منزجر کننده هستم که فقط نامزدی با من اینقدر باعث اذیت میشه؟

  2. 2 کاربر از پست مفید wikimail تشکرکرده اند .

    ali -guilan (یکشنبه 23 آذر 93), sevil73 (دوشنبه 24 آذر 93)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 14:32 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.