سلام دوستای گل همدردی .خوبین؟ دیروز جاتون خالی رفتم مراسم حضرت رقیه. یه عالمه همه نذر آورده بودن همه میگفتن پارسال که اومدن حاجت گرفتن نذرشونو آورده بودن بدن، دوست خودمم خواهر زاده اش سرطان داشت خدا شفاش داد. خیلی مجلس مجربیه. یه عااااااالمه وسط هق هقام دعاتون کردم ، یه لحظه وسط گریه رو لبم لبخند اومد ،یه حس خوب، یه حس آرامش ، وسط دعا برای شماها بودم، داشتم اسم تک تکتونو میاوردم، همون موقع گفتم همتون حاجت روا شدید. خییییییلی خوب بود.یاد همتون بودم، آقا پارسا، سوده جون، مصباح الهدی، خاله قزی، آرام دل، پاییز ،مینوش، واحد، شیدا، سارا ، آنیتا، زندگی موفق و همه و همه، خیلی ها رو هم اسماشون یادم نبود میگفتم همونی که مثلا نامزدش معتاد بودو تازه تاپیک باز کرده بود!!!
خلاصه خیلی دلم برای همه روشن شد دیروز.








پاسخ با نقل قول

علاقه مندی ها (Bookmarks)