به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 49

Threaded View

  1. #37
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 20 آذر 94 [ 09:13]
    تاریخ عضویت
    1393-4-10
    نوشته ها
    15
    امتیاز
    1,361
    سطح
    20
    Points: 1,361, Level: 20
    Level completed: 61%, Points required for next Level: 39
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    41

    تشکرشده 27 در 12 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام و ممنون از توجهتون.ببینید من حاضر به زندگی بودم وهستم ولی نه با هیچ ذلتی.گفتم که من تا2ماه صبرکردم شکایت نکردم وقتی بعد مشاوره دادگاه بهش گفتم تموم کن به مرگ من راضی شد ولی تموم نکرد.دیگه چقدر باید تحقیر میشدم شکایت نمیکردم.من به هرقیمتی وبا تحقیرشدنم راضی به زندگی نیستم از طرفی تو خانواده ما طلاق جایگاهی نداره.من الان خودمم میتونم با حکم مسکنم طلاق بگیرم. ولی مهریه ام رو میگیرم میدم خیریه.ولی میگیرم چون سرهیچ و بخاطر ترسو بودنش و اینکه خودش پسره این بلارو سرم آورد.و ظلم کرد.از طرفی من و شخصیتم رو همه میشناسند وگرنه حتی همکارها و آشنایانم میدونن اون درخاست طلاق داده.پس از این قضیه اصلا نگران نیستم.چطور وقتی اون از یه چیزی ناراحت بود من سکوت میکردم یا لوس بازی و... ولی من2سال بهش گفتم تو این خونه دارم اذیت میشم به هر زبونی بهش گفتم ولی واقعا ترسو بود وبیخیال.مگه میشه مردی بره با ایمیل زنش خودش رو جای زن بذاره با مردای دیگه انواع چت کنه.یا به زنش بگه با استادت..یا برادرش بدترین حالت وکار ناموسی انجام بده جواب نده.من خودم آدم معتقدیم.به فرض بگم از رو عصبانیت گفته یا حواسش نبوده سهل انگاری کرده.ولی تعویض خونه رو 2سال بود میگفتم دارم اذیت میشم.گوشش بدهکارنبود.اما در مورد جهاز اولا اون والبته خانوادش بدون شکایت نمیدادن چون قبلش ازش پرسیده بودم وگرنه قبل اینکه برم خیلی وسایلهارو برده بود.ثانیا:چه بخام طلاق بگیرم و چه زندگی کنم جای جهاز من اون خونه و اون شهر نیست. واینو خودشم خوب میدونه.در مورد طلاق هم فعلا که محکوم شده کل 500تا سکه ام رو یکجا بده.و عجله ای برا طلاق نمیبینم چون با گلوله هایی که از خونشون پیداشده و تهدیدهاش وحکم مسکن نمیتونه از من تمکین بگیره. آیا راهی هست که من بتونم همسرم را راضی کنم بیاد شهرما زندگی کنه؟چون تنها در این صورته که من کارهای گذشتش از یادم میره و میتونم به حرفهاش اعتمادکنم.اگه بیاد شهرما غرورم رو هم میشکنم ولی نمیذارن بیاد میدونم.

  2. 3 کاربر از پست مفید نرگس65 تشکرکرده اند .

    szd (سه شنبه 11 آذر 93), دنیاجون (جمعه 30 آبان 93), شیرین62 (سه شنبه 04 آذر 93)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. دست دادن دختر به پسر عمو و پسر خاله ها
    توسط Amir ali1234 در انجمن دو دلی در انتخاب همسر
    پاسخ ها: 10
    آخرين نوشته: سه شنبه 28 فروردین 97, 12:35
  2. تیکه انداختن پسرم وسط کلاس درس...بازیگوشی بی اندازه پسرم
    توسط آرام دل در انجمن طــــرح مشکلات کودکان: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 20
    آخرين نوشته: جمعه 18 مهر 93, 00:57
  3. پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: سه شنبه 28 خرداد 92, 09:21
  4. علاقه ی شدید پسر به پسر از نوع دیوانه وارش
    توسط hadimoradi38 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: چهارشنبه 18 آبان 90, 10:09

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 20:46 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.