سلام مینا جان
من تجربه ازدواج راه دور رو دارم و تجربه ام رو در اختیارت میذارم.عزیزم دوستان به نکته های خوبی اشاره کردند که بستگی به روحیات خودت داره.من راه دور رو کلا تجربه نکرده بودم منظورم دانشگاه هست.آدم احساساتی هستم ولی میدونستم میتونم خودم رو وفق بدم.با اینکه نگران خانواده ام و نارحتی اونها هم بودم.ولی به روی خودم نمی اوردم.همسرم قبل از ازدواج همه شرایط رو به من یادآوری کرد یعنی بدترین حالتها رو به من گفت اینکه شاید سالی یه بار بشه بری پیش خانواده ات و ...من هم به همه اینها فکر کردم و چون از انتخابم راضی بودم سختیها رو خریدم.هرچند الام همسرم من رو آزاد گذاشته که هر وقت دلتنگ میشم برم ولی من تنها بدون همسرم نمیرم.باید قبول کنی که وقتی ازدواج میکنی مستقل میشی و باید همسرت و زندگیت برات اولویت اول رو داشته باشه.نمیگم آسونه،نمیگم دلتنگ نمیشم...اتفاقا زیاد دلتنگ میشم و گاهی هم دلم میگیره...وقتی خانواده ام میان پیشم هر بار که میخوان برگردن من غصه میخورم بروز نمیدم ولی همسرم می دونه دیگه مرخصی میگیره و پیشم میمونه بهم آرامش میده و جای خالی رو برام پر میکنه.همسرت تاثیر زیادی میتونه داشته باشه ولی نباید آسیب ببینه یا عاصی بشه.








علاقه مندی ها (Bookmarks)