سلام توروخداکمکم کنیدالتماس میکنم به یه راهنمایی خوب ومفصل نیازدارم


من یه دختر25 ساله هستم فوق لیسانسitدارم قدمم 175هستش کلاظاهرم خوشکله چندساله پیش توی محل کارم بایه پسرکه 4سال ازم کوچیک تربود همکار شدم کارش تعمیرات کامپیوتراست ولی جزئی . اولش دلم براش میسوخت چون خیلی خجالتی بود بخاطر همین باش دوست شدم که راحت باشه اینقدربهم ازلحاظ عاطفی نزدیک شد که حتا بهش اجازه نمیدادم غذایی که مامانش پختروبخورره آروم آروم عاشقش شدم قدش حدود160 یاکم تره ولی اینقدر خوشکله که اوایلی که اومده بود توی شرکت بچه ها قایمکی ازش عکس میگرفتن حتاهمکارم که ازدواج کرده بهش حسودی میکرد.
من چندماه پیش شدم رئیس اون بخشی که توش کارمیکنه خودم ازمامانم اینوخاستم چون فکر میکردم اینطوری بیشتر دوستم داره ولی دیدم برعکس شده چندروز پیش ازش خاستم که بامن ازدواج کنه ولی اون بخاطره قدم وسنم واینکه خیلی ازش پولدارترم نمیتونه خودشو راضی کنه ازدستم فرارمیکنه حتاخبردارشدم دمبال کارجدیده میدونم خیلی داره عذاب میکشه فکرمیکنه میخام بخاطرقیا فش چندروز باش باشم بعدم بندازمش دور.
من خاستگار خوب خیلی زیاددارم ولی فقط انومیخام نمیزارم سهم هیچ دختر دیگه ایی
بشه حتا اگرشده بکشمش

خاهش میکنم بگید چطوریی اعتمادشوجلب کنم وبرش گردونم پیشم

لطفا شمام مثل بقیه نگید بیخالش شمو.......میدونم ازون بهتر هست ولی نه برا ی من