ممنونم رویای خوبم
آقای mke عزیز
شاید حق با شما باشه! اما من معنی این حرفو درک نمی کنم!!!!!!(میخواد تنها مال خودش باشی) آیا لاک زدن من ،منو از عباس می گیره؟آیا من حق ندارم به خواست خودم لباس آستین کوتاه یا بلند بپوشم؟
اصلا بهشت رفتن زوری هم میشه؟؟؟؟؟؟؟؟اصلا فلسفه پوشش تو ذهن مردا چیه؟ خدا یا خودشون؟
من قبل از ازدواجم به خواست خودم چادر رو انتخاب کردم،اون موقع حتی عباس را نمی شناختم
کلی با خدای خودم هر روز حرف می زدم با خدای خودم راحت بودم اما حالا.........
می دونی چرا؟چون احساس می کنم حق و حقوقمو ازم گرفته
با من مثل یه زن 1400 سال پیش برخورد میشه(بدون اجازه شوهرت بیرون نرو_از کشور خواستی بری بیرون اجازه بگیر _9ماه از خون خودت به بچه بده بعد میشه مال پدر _من مادر میشم بعد هرجا میرم می گن نام پدر_بت مهریه میدن اما موقع طلاق اگه بخوای از زیر اسم مردت بیرون بیای باید ببخشیش_بعدشم شما مردا منو زن بیوه(یا مطلقه می گید و طوری بیان می کنید که از حرف ناسزایی بدتر)
پس ما زنها این وسط چی داریم؟به خاطر ظاهرمون انتخاب می شیم بعد کمالاتمون و خونواندمون........................
گفتید پس خیلی وقت داشتید که فکر کنید و نتیجه گیری کردیداز خوشی زیاد که این فکر را کردم نه؟
نه این طور نیست اصلا شما خوشی را در چی می بینید؟خوشی یعنی از 7 روز هفته 4 روز قهر؟
خوشی یعنی نصف مهمانی ها کنسل؟منم دل دارم تا کی فداکاری کردن؟
تو خانه پدر نه چپ رفتیم نه راست از ترس مردم، نه آفتاب مارا دید نه مهتاب،انقدر زود ازدواج کردم که مستقل شم با اختیار خودم برم بیرون!!!!!!
آخه مگه من برم بیرون مثلا بازار می خوام خلاف شرع کنم؟ میخوام وقتی می رم بیرون اگه موهام میاد بیرون از خدا بترسم نه شوهرم!!!!!
بابا!!!!!!!!!!!!!!!!!! منم میخوام زندگی کنم (اینو داد می زنم) از اوضاع جامعه ام خستم
زنها را تو هزار تا پارچه می پیچن به اسم خدا و در واقع به خاطر خودشون
در جواب 3- نه خوبه که نخواد من متکی باشم،اما چرا به این فکر نمی کنید که منم جوانم هیچ کدام از اطرافیانم ازدواج نکردن
پس اونا هم هیچ تجربه حتی در خرید یک سبد پلاستیکی ندارن تنها کسی که تجربه داره و بم نزدیکه مادرمه
و منم آدمی هستم که دوست ندارم پولمو حروم کنم خب !!؟حالا بگید تکلیف چیه؟
با شماره 4 کاملا وافقم کوتاهم میام انقدر ها هم که فکر می کنید یه دنده نیستم
5- من ترجیح می دم بمیرم اما نرن خونه پدر(منظورم این نیست که خانوادم بد هستند نه! واسه این که من همیشه جلوشون ادای یه دختری را در آوردم که از زندگی اش کاملا راضیه تو خونه پدرم به من میگن شوهر پرست!!!!!!!!!!!!!!
خب حالا برم بگم تو این 2 سال همش بتون دروغ گفتم!!!!
اگه هم جدا شم(البته الان مثل اون روز نیستم و تر جیح میدم با عباس زندگیمو ادامه بدم و با هم باشیم هر چی باشه ما روزای خوب هم داشتیم ) نمی خوام تا لحظه اخر کسی چیزی بدونه
در جواب 6 :نه اون حرف را از سر لج شوهرم زدم (چون تا می گم بالا چشت ابرو می گه من میتونم 4 تا زن بگیرم این قانون جدیده هم دست ما مردا را باز گذاشته)
کاش میشد اون حرف را پاک کرد (چون لحظه حسابی از حرف شوهرم ناراحت بودم)
7- نه واقعا اجبار یه بار تو شوخی یه بار به جدی یه بار تو قهر یه بار..............
8- مگه من خواستم مال کس دیگه باشم نه کاری نکردم خودشم می دونه تعصبی هستش ،هر چند سعی می کنه روشنفکرانه ابراز کنه اما بوی تعصب از 100 فرسخی میاد
باز هم ممنونم که برای من وقت گذاشتید
باز هم فکر می کنم راستش هدف اصلیم هم برای مشاوره رفتن اصلاح خودمه شاید قسمت عظیم مشکلات از من باشه
از خودم دوران کودکیم از ویژگی ها شخصیتیم نمی دونم در هر صورت می خوام یه کاری بکنم از دست روی دست گذاشتن بهتره
شاد عزیز مرسی