خانم گل، می فهمم ناراحتیت رو.
مستقیم دعوتشون کرده بودی و قرارمدار گذاشته بودید یا از طریق همون اقوام گفته بودی بیان؟
شما از هیچ بزرگواری در حقشان فروگذار نکردی. درود بر تو و منش بلندت.
تو که نباید حرص اشتباهات آن ها را بخوری. نه؟
عذرخواهی اش را بپذیر و بگذار به حساب بچگانه رفتار کردن. من زیاد دیده ام که زوج های جوان، از این برخوردها دارند و متاسفانه تا زمانی که سر خانه زندگیشان نروند، معنای مهمانی دادن و تدارک دیدن را نمی دانند.
در فرصت بعد که او را دیدی، بگو که منتظرشان بوده ای و از برهم خوردن مهمانی آن هم وقتی همه چیز آماده شده، کمی دلخور شده ای. او مجددا معذرت می خواهد. در برابر عذرخواهی اش پذیرنده باش و با قلبی باز و رویی گشاده بگو که " اشکالی نداره. حالا ایشالا وقتی رفتید خونه خودتون، دستت میاد چه استرسی داره مهمونی دادن، مخصوصا وقتی مهمونت برات یه عالمه، عزیز باشه و از نزدیکانت باشه و بخوای همه چی بی نقص بی نقص، برگزار بشه"
اینطوری هم دلخوریت رو انتقال دادی، هم عذرخواهی اش رو شنیدی، هم غیر مستقیم بهش، کار درست رو یاد دادی.
بعدش هم؛
تمام شد رفت!
هر چیز که در جُستن آنی، آنی
مولانا
علاقه مندی ها (Bookmarks)