به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 49

Threaded View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 23 مهر 94 [ 12:10]
    تاریخ عضویت
    1393-6-01
    نوشته ها
    97
    امتیاز
    1,573
    سطح
    22
    Points: 1,573, Level: 22
    Level completed: 73%, Points required for next Level: 27
    Overall activity: 56.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    487

    تشکرشده 191 در 73 پست

    Rep Power
    0
    Array

    طرح سازش از طریقه مشاوره با خانمم بعد از شکایتش و گذشت دوماه

    با سلام

    خدمت دوستان عزیز بخصوص پارسا عزیز و بانو رزا که نقش بسیار بسزایی تو این دوماه

    برای سازش بنده داشتند وحتی از طریق پیام خصوصی پیگیر مشکل بنده بودند که حتی

    اشنایان بنده اصلا نمیپرسن زنده ای و مرده البته از دیگر دوستان هم نباید غافل شد به هر

    حال همه تون کمکم کردید


    http://www.hamdardi.net/thread34965-6.html#post353460


    با پافشاری بانو رزا برای اینکه تا قبل دادگاه هرجور شده باید با خانمم حضوری صحبت کنم بنده هرجور شد با مادرخانمم شخصا صحبت کردم و با راهنمایی که رزا جان و پارسا کردند

    تونستم کاری کنم که بزارند با خانمم حضوری صحبت کنم و اونام دنبال همین بودند تو این مدت با اینکه واسطه داشتم به هر حال با خانمم صحبت کردم و فرداش از طریقه مدسه خانمم با کمک

    مشاورشون برامون وقت گرفتند تا امروز بریم مشاوره ساعت ده صبح که رفتم اونجا دیدم تو سالن اتظار نشستند و پارسا خانمم چادر نداشت

    و من بسیار ناراحت شدم نمیدونم حالا شاید کارم درست نبود اما تعصبی شدم گفتم کو چادرت من زیاد به این حساس نیستم اما توقع داشتم وقتی دارن پا برای سازش میزارن لااقل ب خاطره

    دلخوشی من چادر سرش کنه مثلا من که حلقه مو دستم کرده بود بماند ......

    ابتدا با خانمم صحبت کردند بعد با من(تو این فاصله ب مادر خانمم گفتم شما باید میگفتی چادر سرش کنه حداقل برای الان دیگه هیچی نگفت با مادر زنم تا تونستم نرم و محکم صحبت کردم

    حتی گفتم من از ته قلب بخدا دوستون دارم حداقل قدر اون چایی که هی سرد میشد باز داغ میکردی میزاشتی جلوم رو میدونم نمک بخورم نمکدون نمیشکنم گفتم مامان من برای خانوادم تضمین نمیدم

    اما اگر شما به من اعتماد داری و میدونی میتونم زندگی راه ببرم از بحث دخالت خانوادم بگذرید من که میدونم مشکلتون بیشتر بامنه فکر مکینید دخترتونو میخام ازتون بگیرم

    اما مامان منو باید هم شما هم خانوادم درک کنید بالاخره امروز اگر اونا کمک نکن شما کمک نکنی ما چجوری میخایم بریم سر خونه زندگی پس بدونید من از همه طرف روم فشاره حتی تند بودنم

    پس منو درک کنید نترسید بزارید مستقل بشم (حتی گفتم دخالتا خانوادمو بگو ک سکوت کرد) گفتم اگر اعتماد نداری و حتی زنمم منو دوست داره بخدا بخاط شما طلاقش میدم اما بشینید

    سبک سنگین کنید به خانمم گفتم که اگر تو واقعا منو دوست داری و بم اعتماد داری باید ی سری چیزارو تحمل کنی که بریم سر خونه مون اما اگر نداری خواهشا پدر مادرمو نکش وسط

    همین الان منو بخیرو تورو بسلامت گفت نه بهت اعتماد دارم پس گفتم اگر سازشمون کامل شد دیگه نبینم عین بچه یهو بگی نمیخام الان اگه نمیخای راهتو جدا کن و میترسی فقط بدون

    دوستم نداری و لی منی که دوست دارم بازم اگر حرفی بشنوم از خانوادت جبهه نمیگیرم بخاطره تو کوتاه میام توم باید اینجوری باشی که دیگه حرفی نزد

    ------

    اول خانمم رفت داخل بعد من بعدش جفتمون مشاوره گفت مهم اینکه شما همدیگرو بخاید تا من ادامه بدم اگرنه خداحافظ ...دیگه اخرش که با هم میخاستیم بیایم بیرون گفت یک دست

    محکم برای خدافضی بدید این یکی شل بود یکی بعدی محکم محکم چهارشنبه میخاد خانواده من و خودمو بینه -هفته اینده یکشنبه خانواده خانمم و خودشو

    دوشنبه هم خودم با خانمم مجدد برای نتیجه گیری فقط گفت نتیجه میگیرید مشکل شما حاد نیست فقط باید سیاست دوطرفه داشته باشید گذشته رو هم خاک کنید

    گفت اگر انشالا کنار امدید شما وخانمت باز هم شماوره رو ادامه بده


    فعلا رفتوامدتان قطع باشه ........

    مرسی

    پیشاپیش منتظر پیشنهادات و انتقادات دوستان هستم

    ایشالا تاپیک بعدی اشتی قطعی و جعبه شیرنی باشه و این سازش کم رنگ نشه

    یا حق
    بیرونِ این خانه

    این سنگ‌هایی که به پایم می گیرند و رفتن را درد آورتر می کنند،

    همان هایی اند که سرت به آن ها خواهد خورد!
    ویرایش توسط roozbeh220 : یکشنبه 20 مهر 93 در ساعت 14:03

  2. 6 کاربر از پست مفید roozbeh220 تشکرکرده اند .

    parsa1400 (یکشنبه 20 مهر 93), کیانا 93 (یکشنبه 04 آبان 93), واحد (شنبه 03 آبان 93), zendegiye movafagh (یکشنبه 20 مهر 93), رزا (یکشنبه 20 مهر 93), شیدا. (یکشنبه 20 مهر 93)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. قلبم داره میترکه
    توسط بی _پناه در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 12
    آخرين نوشته: دوشنبه 11 بهمن 95, 21:51
  2. داریم به نامزدی نزدیک میشیم اما میترسم!!!
    توسط mahan26 در انجمن عقد و نامزدی
    پاسخ ها: 52
    آخرين نوشته: دوشنبه 28 مرداد 92, 18:33
  3. میترسم هرگز ازدواج نکنم
    توسط lida afshari در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 19
    آخرين نوشته: دوشنبه 10 تیر 92, 21:13
  4. از مریض بودن همسرم میترسم!
    توسط mehr-banoo در انجمن سایر مشکلات خانواده
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: جمعه 31 خرداد 92, 21:24
  5. از اینده میترسم
    توسط selin در انجمن دو دلی در انتخاب همسر
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: چهارشنبه 21 فروردین 92, 13:12

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 08:21 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.