سلام sara1980
پاسخ سئوال اول: با توضیحاتی که دادی ، باید متوجه باشی که احساس زیربنایی ترین لایه شخصیت نیست. بلکه به ترتیب از سطح به عمق به این ترتیب هست:
رفتار و گفتار
احساسات
باورها و افکار
نیازها

در واقع احساسات گرچه از رفتارها زیربنایی ترند اما نسبت به باورها و افکار و نیازهای ما سطحی ترند. این بدان معنی هست که احساس پس از باور و فکر به چیزی به وجود می آید و و افکار و باورهای ما نیز بر اساس نیازهای ما به وجود می آیند.
مثال:
شما گفته اید:
نقل قول نوشته اصلی توسط sara1980
همیشه به این ‏فکر می کنم که ایا می تونم با افتخار نامزدمو به دیگران معرفی کنم، ناخودآگاه در ذهنم به این فکر میکنم که ‏دیگران چی میگن؟ نمی گن که به هم نمیان؟ حتی یه بار که سرکار دنبالم امده بود راستشو بخواهید معطل کردم که ‏همه همکاران بروند تا کسی منو باهاش نبینه که البته باید عرض کنم که حتی حالا هم که اینو می نویسم واقعا به ‏خودم شرم می کنم جون انقدر پسر خوب و انسانه که باید بهش افتخار کرد.‏
این در واقع فقط به مسائل آن آقا مربوط نمیشود ، بلکه رفتار شما ریشه در احساسات ناخوشایند شما دارد که این احساسات نیز به خاطر باور و افکار شما شکل گرفته این باور که اگر آقایی از نظر پرستیژ و قیافه چنین و چنان باشه موجب افتخاره، و طبیعی هست که خود این باور و افکار شما ریشه در نیازهای شما دارد، یعنی شما نیاز دارید که یک چیزهایی را به خود اضافه کنید تا افتخار پیدا کنید. یعنی شما برای پازل شخصیتی خود احساس نیاز به یک بخش دیگری می کنید و خود را واجد همه آن چیزهایی که برای یک انسان نیاز هست، نمی دانید، لذا شوهر را یک بخشی می دانید که به وسیله آن چنین کمبودی را پر کنید و در بخش افکارتان هم مثلا برای چنین شوهری قیافه یا درآمد نقش دارد.
حالا اینکه کدام این لایه ها درست عمل می کنند یا نه مسئله ایست که به بررسی بیشتری نیاز دارد. اما یک نکته مسلم است و آن اینکه احساس اولیه هر چه باشد پایا و ثابت نیست ( چه مثبت ، چه منفی) ، بلکه به لایه های زیرین ( باورها و نیازها )مرتبط هست که بر اساس آن می تواند باقی بماند، از بین برود، تقویت بشود . یعنی باید شما مشخص کنید آیا نمی خواهید روی باورها و نیازهای خود بازنگری داشته باشید.
پاسخ سئوال دوم: اگر دقت کرده باشید جواب سئوال دوم را نیز در پاسخ اول نهفته می بینید. شما تا وقتی به جای لایه های زیرین ، روی احساس سرمایه گذاری می کنید ، این جزر و مدها در احساسات بدیهی هست. و هیچ زندگی صرفا بر اساس احساسات نمی تواند در ساحل آرامش پهلو بگیرد. لذا لازم است که شما روی سایر لایه ها سرمایه گذاری کنید، و برای ازدواج و زندگی کمی عمیق تر نظر کنید.