سلام
پونیو تو از اسفند پارسال درگیر چهرت هستی
خواهر خود من بخاطر بینی اش خیلی ناراحت بود و از اجتماع فراری بود و سایر مسائل که خودت بهتر میدونی و همیشه خونه بود تو خونه هم برادر بزرگ من و به تبعیت از اون من و برادر دیگه ام خیلی سر به سرش میذاشیتم پدرمم شوخی میکرد ولی هدف بدی نداشتیم
با اینکه با دختر خاله هام توی یه دبیرستان بودن اونا بهش حرفایی زده بودن که خیلی ناراحت شده بود ، بهش گفته بودن که تو نگو فامیل ما هستی ،از این حرفا زیاد میشنید، خلاصه خیلی اذیت شد
بالاخره یه روز رفت و جراحی کرد و مدت خیلی کمی هم مراقبت و بالاخره همه چی تمام شد و فعالیتش رو در جامعه مجدد از سر گرفت ، الان بهترین شرکتی که فکرشو بکنی شاغله ،با پسری ازدواج کرده که شرایط مالی عالی تونستن بسازن ، یه پسر سه ساله داره ، خلاصه همه چیز از این رو به اون رو شد
دختر خوب این چیزا که نگرانی نداره تو هم بالخره یک روز مقداری سرمایه جمع میکنی و عملی که ازش حرف میزنی رو انجام میدی و از اینهمه خودخوری راحت میشی
اگه میتونی به فکر یک کار مناسب باش که کم کم پول عملتو جمع کنی یا اگه میشه از پدرت کمک بگیر مطمئن باش بهت پول میده
زیاد اعصاب خودتو درگیر این چیزا نکن خدا خودش به موقع همه چی رو درست میکنه ، تازه 20 سالته
خودتو زیر با اینهمه تنش و استرس قرار میدی که چی بشه ، کلی آدم توی این کشور این عمل رو انجام دادن آیا همشون مشکل روانی داشتن ؟همشون مشکلاتی مثل تو داشتن و بالاخره از شر این مشکلات راحت شدن
دیگه خودتو ناراحت نکن








علاقه مندی ها (Bookmarks)