راضى شد بياد بريم مشاوره
- - - Updated - - -
دوستان ممنون از همه كه تو اين شب سخت تنهام نداشتين.
برا اولين بار رفتارم قاطع بود تاحدودى.اونم چون عصبانى بودم شايد.
قبول كرد كارش بد بود و ازم معذرت خواهى كرد.
اما راجع به دوستاش و ... بقيه چيزا به تفاهم نرسيديم بازم
اخراش باز ادا در اورد و گفت همينه و تو اويزونيو تو ديوونه اى و پاشو برو خونتون اصن،..
بر خلاف انتظارش پا شدم رفتم!!!!!! به جاى گريه و التماس گفتم،تو هر حور صلاح ميدونى باش
فعلا،هركار راحتى بكن،اين شرط منه ميخواى منو يا نه.
گفت نميام.
ميخواى برى برو خونتون ديونه م كردى.
منم رفتم.
دم در نرسيده بودم كه ز زد گفت نرو،برگرد منم ميام مشاوره.
نميدونم اين خوبه يا بد
Sanjab جان پستتو هزار بار خوندم.عجيب زدى ب هدف!
فرشته ارديبهشت ممنونم كه سر ردى،ميخوام به حرفات فك كنم و جواب سوالاتو واسه خودم مشخص كنم.
بچه ها ولم نكنين،من دست تنهام.خيلى خيلى
يا راهي خواهم يافت
يا راهي خواهم ساخت
علاقه مندی ها (Bookmarks)