آقا ما اگه میدونستیم به این بنده خدا یه انتقادی میکنیم میبندینش به رگبار انصافا هیچی نمینوشتم 

من فقط خواستم بدونید ایکاش قبل از هرکاری اول اطمینان پیدا میکردید ایشون را بعنوان همسر و شریک زندگیت قبول داری با همین شرایطی که هستش.منظورم هم از منفعل بودن شما این بود ایکاش جراتمندانه برخورد میکردید و این موضوع را با ایشون در میان میگذاشتید حق داره بدونه چون اون بنده خدا هم برای زندگی مشترک نقشه های زیادی کشیده و آرزوهای بزرگی برای خودش داره.
شما بهتر بود با ایشون مطرح میکردید این موضوع را البته با کمک یک مشاور متخصص و باتجربه البته پیشنهاد من بشخصه عضویت توی انجمن آزاد سایت هستش
http://www.hamdardi.net/payments.php
حق اشتراک يکماهه انجمن آزاد 10000 تومان
حق اشتراک 3ماهه انجمن آزاد 28000 تومان
ولي بهتره که سه ماهش را پرداخت نماييد
چنتا حسن داره.
1.بصورت انلاين مشاوريد سايت در اختيار شما هستن و لازم نيست وقت بگيريد يا از منزل خارج بشيد.
2.قيمت مناسب نسبت به بيرون
3. از همه مهمتر حداقل خيالت راحته سايت داراي مشاورين متخصص و باتجربه اي هستش
مسئله اینه وقتی به دلت نمیشه در حقش دلسوزی نکن این بزرگترین ضربه را به ایشون وارد میکنه این نشان از نداشتن تعهد و بیمعرفتی شما نیست برعکس نشانه علاقه و دوست داشتن ایشون هستش و اینکه آیندش برای شما مهمه و دوست دارید ایشون خوشبخت بشوند
مسئله اینه اگه رابطه نداشتین میگفتم برید پیش مشاور دونفری و حرفتو بزن اینجوری میشد گفت عروسی نگیرید و یکم بخودتان وقت بدید و قشنگ به این موضوع فکر کنید دونفری.ولی الان مسئله اینه رابطه کامل برقرار شده و ایشون دیگه باکره نیستند این یکم قضیه را پیچیده میکنه البته احتمالشم هست بعد از عروسی به ایشون علاقمند بشید و اینم هست که در همین وضعیت باقی بمانید.خوشبختانه یه خوبی داری اینکه متعهد هستی و همه تلاشتو انجام بدی این خیلی خوبه نشان از میزان علاقه بالای شما به ایشون داره ولی فکر کنم حقشو بدونه.ولی طریقه گفتنشو بنظرم همان عضویت در انجمن آزاد خوب باشه یا برید پیش مشاور متخصص باتجربه
یادمه یکی از خانوم های متاهل دقیقا در وضعیت همسر شما بود حسی که داشت واقعا نارحت کننده بود اینکه شوهرت دوست نداشته باشه از اون بدتر این بود که در حقت دلسوزی کنه
همسرم ، اون شخصی نیست که فکر می کردم
یکم: شما هنگام ازدواج با یک شخصیت ازدواج نمی کنید، در واقع با سه نوع شخصیت ازدواج می کنید:
- شخصیت و خصوصیاتی از فرد که در واقع وجود دارد
- شخصیت و خصوصیاتی که شما گمان می کنید، در فرد وجود دارد.
- شخصیت و خصوصیاتی که فرد به لحاظ ازدواج با شما در او پیدا می شود، یا رشد می کند و یا از بین می رود.
لذا شما به خاطر اینکه فقط بنددوم را در نظر گرفتید؛ ( گمانی که از شخصیت فرد داشتید) با او ازدواج کرده اید.
اکنون که بسئوال خود را در میان گذاشته اید در واقع به بند اول اشاره می کنید( شخصیت واقعی فرد).
ولی فراموش نفرمائید
که اکنون نیز نسبت به بند سوم کم توجه هستید( شخصیتی که در ارتباط با شما می تواند پیدا کند).
لذا از آنجا که جدایی و طلاق به عنوان راه آخر همیشه وجود دارد، بهتر است با توجه به بند سوم کوشش هایی در جهت تغییر وی و خودتان انجام دهید.
دوم: به نظر می رسد شما فرد بسیار منطقی باشید، این فی نفسه بد نیست اما در زندگی گاهی یک بعدی بودن و رشد افکار به طوری که احساس ضعیف شود مشکل ایجاد می کند. همین طور به نظر می رسد که همسرتان بسیار احساس محور است و این دقیقا در تضاد با خلق و خوی شماست. شما نیاز به اجرای مهارتهای ارتباطی از جمله هم حسی، مهارتهای گوش دادن و همدلی از یک طرف و پرهیز از نصیحت و راهنمائی، انتقاد، سرزنش، طعنه، دستور، تهدید،از طرف دیگر دارید.
اگر چنانچه اشاره کردید ، همسرتون این همه دوستتون دارد، پس بدانید از سرمایه عظیمی جهت تغییر زندگی خود برخوردارید.
سوم: همه این مسائل که گفتم معطوف به نقش شما در زندگی بود، و این به معنای بی نقص بودن افکار، احساس و رفتار همسرتون نیست، او نیز دارای باورهای غیر منطقی، هوش هیجانی پائین و بی مسئولیتی می باشد.
چهارم: در خانواده کمتر به موردی بر می خوریم که فقط و فقط یکی از طرفین با مشکل روبرو باشد و دیگری صد درصد درست عمل کند( البته میزان و درصد سهم طرفین در مشکلات ، تفاوت دارد). با پذیرفتن این پیش فرض، هم شما از شدت احساسات منفی و نامطلوبتان کاسته می شود، و همه به لحاظ قبول این موضوع ، صحبت های شما بیشتر در همسرتون تاثیر می گذارد، چون از ردیف یک متهم و یک عنصر نامطلوب و یک بیمار، به شان واقعی خود به عنوان یک همسر و همسفر و همطراز ، تغییر جایگاه می دهد، و اگر همسرتون بخواهد تغییر یابد در این موقعیت واقعی خود می تواند تاثیر پذیر باشد نه در موقعیت متهم .
پنجم: پیشنهاد می گردد شما قبل از اقدام به طلاق، با همسرتون توافق کنید که هر دو سعی کنید با مراجعه به یک متخصص مشاور خانواده، سهم خود را در تغییر پذیرا باشید. و به جلسات مشاوره و تعهداتی که در قبال هم و مشاور در انجام تکالیف دارید، متعهد شوید.
اگر شما سر نیزه انتقاد را، از روی شقیقه همسرتون بردارید، او در پیگیری اصلاح زندگیتون، بیشتر همراهی خواهد کرد. شما به او بگوئید که خودتان نیز شخصا تقصیراتی داشته اید که خواهان تغییر هستید، و این مسئله ، او را احتمالا برمی انگیزد که بیشتر روی صحبت های شما تعمق کند و اقدام به دفاع های بی مورد از خودش نکند.
دوتعریف جدید و جالب ﮐﻪ خوب است به عمقش فکر کنیم:
ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺗﻨﺒﯿﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
ﮐﯿﻨﻪ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺯﻫﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺸﺘﻦ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
ﻫﯿﭻ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﻧﻤﯽ ﺭﺳﺪ،
ﻣﮕﺮ ﺁﻧﮑﻪ ﺩﻭ ﺑﺎﺭ ﺯﺍﺩﻩ ﺷﻮﺩ:
ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﺭ خویش
ﻭ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ
ﺍﺯ خویشتن ﺧﻮﯾش ،ﺗﺎ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺩﺭﻭﻧﺶ ،
در زﺍﯾﺶ ﺩﻭﻡ، ﻫﻮﯾﺪﺍ ﺷﻮﺩ
ﻭ ﺣﯿﺎﺕ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺍﻭ ﺁﻏﺎﺯ ﮔﺮﺩﺩ !
ویرایش توسط khaleghezey : سه شنبه 25 شهریور 93 در ساعت 16:55
علاقه مندی ها (Bookmarks)