نه تا وقتی داری گریه میکنی کسی کمکت نمیکنه . خب البته گریه برات خوبه به اسمتم میاد و دلت آروم میشه
خب الان چند روزه رفته من خبر ندارم .
اصل دعوا سر فروش خونه پدری شماست . خب به چه منظور خرید یه خونه بزرگتر به نام خودت . یا اینکه با پولش بری نون بخری تموم بشه بره پیکارش ؟
من چندتا از پستا رو خوندم . برمیگرده باز دوباره علی واسطه کن بهتر از پدرته بگو بهش بگه بیاد خونه تا مثل دوتا مرد حلش کنیم
نقل قول از علی به پدرش
اومد خودتو نگه دار چیزی نگو . میدونی کجا میره باهاش تماس بگیر گوشیو بده علی بهش بگه شام خوردی یا ناهار
یا براش تو یه ظرف شام بذار
نمیدونم چرا دلم شور میزنه از اینکه نکنه علی امشب نیاره خونه . البته این مشکل منه چون پام به دادگاه باز شده اینجوری شدم .
راستی سطح جراحت بدنیت چه قدر بود . یه دوزاری یا یه هزار تومنی ؟ الان چی خووب شده یا نه ؟
قصد ندارم زخمتو تازه کنم . میدونم الان چقدر پشیمونی . ولی بعضی وقتا بایگانی بعضی چیزا بد نیست .
خب اگه اومد خونه دیدیش خواست بره صداش بزن البته با اسم کوچیک خیلی سنگین اگه ایستاد یا برگشت بگو دوتا نون میخری یا چیز دیگه بهانه کن و از دعوا کلمه ای نگو تا بعد .
من موندم خدا زبونو از شما دو تا گرفته که نمیتونید باهم صحبت کنید بدون اینکه صداتون بالابره یا اصلا صدای مردت رفت بالا شما چیزی نگو و آرامش تو خونه حفظ کن بعد از یک بزرگتر برا نصیحت همسرت استفاده کن
بانوتکرار میکنم اول اینکه بحران رد شده و فروکش کرده پس گریه نکن و دوباره درس بگیر
بانو قرص مصرف نکن الکی اونم چندتا چندتا باهم . فکر خودت نیستی نباش فکر مامان علی باش فکر همسرت باش هیچی نباشی شما همسرشی و عاشق شماست . به خودت آسیب نزن
در کل سر موضوع اصلی کمی فکرم پریشونه اینکه خونه رو به پدرت برگردونی و مانع شوهرت بشی و اینکه اعتماد بین شما و همسرت به کل از بین خواهد رفت و اینکه پول و مال چه قدر کثیفه که آدما رابطه عاشقیشونو فدای مال دنیا میکنن
نمیدونم فکرم کار نمیکنه فردا صبح دادگاه مهریه دارم تموم شد بهت سر میزنم
قرص نخور علی رو هم نیاورد شلوغش نکن تنها هم نمون به هیچ وجه . که اینطور نمیشه البته خدایی نکرده زبونم لال
فعلا بدرود











علاقه مندی ها (Bookmarks)