به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 8 , از مجموع 8

Threaded View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 05 آبان 93 [ 12:12]
    تاریخ عضویت
    1393-6-11
    نوشته ها
    2
    امتیاز
    9
    سطح
    1
    Points: 9, Level: 1
    Level completed: 17%, Points required for next Level: 41
    Overall activity: 0%
    تشکرها
    3

    تشکرشده 3 در 2 پست

    Rep Power
    0
    Array

    New 2 اختلاف فرهنگی

    سلام . منو همسرم حدود 2 ساله که ازدواج کردیم و 3 سال قبلش هم با هم نامزد و عقد بودیم و تقریبا کاملا با هم زندگی میکردیم . الان هم یه بچه داریم . از همون اول اختلاف فرهنگی داشتیم ، ما یه خانواده مذهبی و اونا هم یه خانواده به شدت غیر مذهبی . البته همسر من از همون اول از نظر اعتقادات خوب بود ولی ضاهرش مثل خانوادش بود . ( خواهرش که بزرگتره و مجرد توی هیچ چهار دیواری حجاب نداره و مدام هم به زن من تیکه میندازه ) . توی اولین اشنایی هامون از همسرم در باره حجاب پرسیدم بهم گفت که حجابم همیشه در همین حد بوده و توی هیچ مهمونی و عروسی هم شالمو برنداشتم و نمیدارم با وجود اینکه فامیل مسخرم میکنن . من از پوشش راضی بودم و فقط یه تغییرات جزئی می خواستم که اونم گفت به خاطر تو چادر هم حاضرم بپوشم ، منم گفتم چادر دوست ندارم و اینگه موهات بیرون نباشه و مانتوت زننده نباشه برای من کافیه و اون هم قبول کرد و تغییر . البته بعد از چند ماه به شکل قبلش برگشت و مخالفت های منم فاییده نداشت . چون خیلی دوسش داشتم کوتاه اومدم و فقط قرار بر این شد که توی خانواده ما حجابش کامل باشه که تا امروز هم بوده .

    اینا یه توضیحات اولیه بود برای درک بهتر مشکل . از یک سال گذشته هر عروسی که توی فامیلشون بوده گیر داده که وقتی که قاطی میشن من شال نمیکنم سرم و منم مخالفت کردم البته یه جاهایی که جمع مناسب بوده و نور کم بوده من حرفی نداشتم و خودمم کنارش بودم .

    ولی این عروسیه اخر از یک ماه قبل گیر داد که از اول نمیخوام شال سرم باشه و منم که مخالفت میکردم بهم میگفت که اگه اینطوری باشه اصلا نمیریم و منم باز میگفتم که نریم . تا روز اخر تلاش کرد و من راضی نشدم . در اخر بهش گفتم که اگه بخوای حجاب نداشته باشی من نمیام و در کمال ناباوری دیدم که گفت باشه نیا . بلاخره بهش گفتم که تو هر کار که عقلت میگه درسته بکن و من هم تصمیم مناسب رو میگیرم . شب عروسی وقتی که همه قاتی شدن منم رفتم داخل خانوما و دیدم که شال نداره و عصبانی از تالار اومدم بیرون . همسرم بهم زنگ زد و گفت که برگرد و من شال سرم میکنم ولی دیگه برای من ارزشی نداشت چون من اخرین مرد بودم که رفتم توی قسمت خانوما . ولی با اسرارش برگشتم که دخترمم با خودم ببرم خونه .

    از اون روز تا حالا 3 روز گذشته و من باهاش قهرم . البته شب که 3 ساعت بعد از ما برگشت خونه خیلی سعی کرد منت کشی کنه ولی من باهاش راه نیومدم و فقط گفتم که من دختری رو که پوشش اینطوری باشه دوست ندارم . و واقعانم ته دلم متنفرم که زنم توی جمع اینطوری باشه چکار باید بکنم ؟؟

    خیلی طولانی شد نه !!

  2. 2 کاربر از پست مفید salehkh تشکرکرده اند .

    khaleghezey (سه شنبه 11 شهریور 93), نیکیا (چهارشنبه 12 شهریور 93)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 02:29 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.