سلام خسته نباشید من با پسرخالم حدوده یک سال عقد کردیم وبیشتر اوقات درمورد مسائل ناچیز دعوا می کنیمهردومون خسته شدیم نمی دونیم باید چه کاری انجام بدیم
من مشهدی هستم و همسرم تهرانی دعواهامون اصولا در مورد تفاوتهامون است من این موضوع رو درک می کنم که هردمون تفاوت داریم ولی شوهر نمی فهمه یک نمونه از دعوامون همسرم خیلی زیاد شوخی می کنه ومن از بعضی از شوخی هاش ناراحت میشم مثلا من دامغان دانشگاه قبول شدم والان دامغان هستم یک روزی دلم گرفته بودوساعت30/12 به همسرم زنگ زدم بعد از کلی سربه سر گذاشتن به من گفت برو من می خوام بخوابم خروس بی محلی بدموقع زنگ زدی من ناراحت شدم وقطع کردم دوباره زنگ زد وگفت چرا ناراحت شدی تو نمی دونی من شوخی می کنم تو بی جنبه هستی سر این موضوع کلی باهم جروبحث کردیم ازاخر هردومون اعصاب مون خرد شد به حالت قهر قطع کردیم من همیشه فکر میکردم دوران عقد بهترین دوران هست ولی واسه من وهمسرم بدترین دورانه زندگیمونه تورو خدا کمکمون کنید
![]()







هردومون خسته شدیم نمی دونیم باید چه کاری انجام بدیم
من مشهدی هستم و همسرم تهرانی دعواهامون اصولا در مورد تفاوتهامون است من این موضوع رو درک می کنم که هردمون تفاوت داریم ولی شوهر نمی فهمه یک نمونه از دعوامون همسرم خیلی زیاد شوخی می کنه ومن از بعضی از شوخی هاش ناراحت میشم مثلا من دامغان دانشگاه قبول شدم والان دامغان هستم یک روزی دلم گرفته بودوساعت30/12 به همسرم زنگ زدم بعد از کلی سربه سر گذاشتن به من گفت برو من می خوام بخوابم خروس بی محلی بدموقع زنگ زدی من ناراحت شدم وقطع کردم دوباره زنگ زد وگفت چرا ناراحت شدی تو نمی دونی من شوخی می کنم تو بی جنبه هستی سر این موضوع کلی باهم جروبحث کردیم ازاخر هردومون اعصاب مون خرد شد به حالت قهر قطع کردیم من همیشه فکر میکردم دوران عقد بهترین دوران هست ولی واسه من وهمسرم بدترین دورانه زندگیمونه تورو خدا کمکمون کنید

علاقه مندی ها (Bookmarks)