با سلام.
دلم خیلی گرفته ست. 25ساله هستم، لیسانس دارم و شاغل. اما تا حالا خواستگار جدی نداشتم چون ظاهر خیلی جذابی ندارم. همه از اخلاق خوب و رفتارم تعریف میکنن، همه بهم میگن خیلی خوبی، خیلی مهربونی اما فقط در همین حده نه واسه ازدواج. از گوشه و کنار میشنوم که آقایون میگن اخلاق مهمه، نجابت مهمه، وقار مهمه، اما واقعا این نیست که اگه بود 25 سال من تنها نبودم.
از تنهایی خسته شدم، از روزهای تکراری که هر روز برم سرکار و بیام خونه و استراحت تا فردا صبح، خسته شدم. دلم میخواد کسی باشه که دوسش داشته باشم که دوسم داشته باشه. دلم میخواد پسرمو بغل کنم، بوسش کنم و ... . دلم خیلی چیزها میخواد.
اخیرا یه موردی پیدا شده که 32ساله هستن اما مطلقه، یعنی تو دوران عقد از همسرشون جدا شدن. دلیل جدایی هم دخالت زیاد خانواده دختر بوده. 2بار باهاشون صحبت کردم، نظر ایشون مثبت بوده و عجله دارن برای گرفتن جواب از من. من هیچ احساس خاصی به ایشون ندارم هنوز. خانوادم مخالفن اما من از تنهایی خستم دلم میخواد ازدواج کنم.
ازدواج با پسر مطلقه چه مشکلاتی ممکنه داشته باشه؟
ممنونم![]()








علاقه مندی ها (Bookmarks)