سلام عزیزم حالتو قشنگ درک می کنم چون بارها خودم توی این موقعیت قرار گرفتم علاوه بر اینکه اعتماد به نفست کم میشه پیش خانواده هم احساس سر شکشتگی میکنی....یادمه اولین بار اولین خواستگارم که این جوری شد کلی زجر کشیدم.نمی خوام بگم الان برام عادیه نه اصلا .....ولی خوب کمتر ناراحت میشم.
می تونم بگم از بین 10خواستگاری که داشتم 8تاش این جوری شدن...
ناراحت نباش چند روز بعد یادت میره.ولی اینو بدون که ممکنه هزار ویک دلیل باشه که اونا برن وزنگ نزنن.شاید یکی از دلایلش سر بودن تو هست.
خواستگاری دیگ!...باور کن 50درصد خواستگارا تکلیفشون با خودشون مشخص نیست.
فقط یادت باشه اشکال از تو نیست.اگه بخوای خیلی روی دلیل زنگ نزدن زوم کنی اعتماد به نفست بیشتر میاد پایین.
در اخر باید بگم به نظر من ازدواج یه قسمته...به این فک کن که این ادم همون جفتی نیست که خدا برات در نظر گرفته جفتی که باعث ارامش وشادی تو هست پس به خواست خدا نشده.
این رو هم اضافه کنم تا 7روز منتظر باش شاید زنگ زدن.چون بوده برا من که بعد 1هفته یا حتی چند هفته بعد تماس گرفتن.شاید به خاطر ماه رمضون صبر کردن.پس ناامیدم نشو.
یه جورایی بی خیال باش.وتوکل به خدا کن.
- - - Updated - - -
یادم رفت بگم خواستگاری های سنتی این اشکالو داره واعتماد رو از ادم میگیره.
این جور خواستگاریا واقعا ماله 50سال پیش بود که ندیده ونشناخته ی رفتن خونه عروس وبله رو می گرفتن.چون پسر ودختر چشم وگوششون در حد امروزیا باز نشده بود وخیلی تحت امر پدر مادرشون بودن واسه همین اسون بود شاید یه بار میرفتن خواستگاری همون یه بارم بله رو می گفتن.
ولی الان برعکسه.هم پسر هم دختر چشم وگوششون باز شده همه رو نمی پسندن.راحت بله نمی گن واین شرایط رو برای هر دو طرف سخت کره.
من مخالف خواستگاری سنتی نیستم
اتفاقا این جور ازدواجارو بیشتر می پسندم ولی فکر میکنم باید قالب خواستگاری ها کمی عوض بشه تا هر دو طرف کمتر اسیب ببینن.








علاقه مندی ها (Bookmarks)