زندگی موفق خیلی ممنون از راهنمایت ولی اختلاف ما خیلی ساده نیست ما یه بار طلاق گرفتیم و دوباره به هم رجوع کردیم و حتما تو مسیر طلاق هر دو طرف اختلاف ها و ایرادهارو میفهمن.شوهر من فعلا کار نداره و من از شوهرمم. نمیخوام که در مورد پستونک تصمیم بگیره همین که میبینه بچه گریه میکنه و پستونک رو نمیدونم کجا گذاشتم اعصبانی میشه.در مورد آدرس هم یه امر طبیعی است که آدم گاهی اشتباه کنه و من کاملا خودم سر گرم یه چیزی میکنم موقع اعصبانیتش ولی تو دلم آتیشه.امروز به اصرار من به شوهرم گفتم بریم رستوران افطار رو گفتم اخه ما که اصلا باهم نمیشیم بریم تنهای بیرون قبول کرد و رفتیم اونجا بهم گفت خیلی دلم برا بچه تنگ میشه گفتم به من چطور گفت تورو 50 سال هم نبینم به حالم فرقی نمیکنه اونقدر ازت نفرت دارم ماله من با تو تموم شده فقط بخاطر بچه نگه ات داشتم یه کم بزرگ شه طلاقت میدم سوختم اون لحظه ولی چیزی نگفتم و بحث رو عوض کردم. چیکار کنم تورو خدا کمکم کنید یه کم تو دلش جا پیدا کنم








علاقه مندی ها (Bookmarks)