درود بر دوستان گل همدردی
دیشب ساعت 2 مهدیه سادات تب کرد تا خود صبح حالش هی بد میشد حتی شیر هم نمیتونست بخوره آخه داره دندون در میاره تا خود صبح همش توی خواب و بیداری بود خانومم منم نتونستم خوب بخوابم یعنی تقریبا بیدار بودم صبح ساعت 5 شد دیگه بیدار موندم تا خانومم بخوابه اونموقع جفتشون خوابیدن توی خواب خیلی مظلوم میشه همین یکشب واسه دندونش میخواست در بیاد طفلی بدنش آب شده بود
تا وقتی پدر نشی نمیتونی احساس یه پدر رو نسبت به بچش درک کنی مخصوصا اگه بچش دخترم باشه که بدتره بعضی باباها هم که دیگه جونشون میره واسه دخترشون و خیلی روشون حساسن.انصافا اگه به ماها باشه حیفه دخترو شووهرش بدی![]()













علاقه مندی ها (Bookmarks)